متن کامل شب نهم و دهم و یازدهم محرم 96 حاج محمدرضا بذری
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_نهم_سال96
#گریه_کردم_مطهرم_کردند
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
گریه كردم مُطَهّرم كردند
پاكْ مانند ساغرم كردند
اسم تو آمد و دلم پَر زد
به گمانم كبوترم كردند
با نگاهی ز چشم نافذ تو
خاكْ بودم ولی زرم كردند
پدر و مادرم همان اول
نذرِ اولاد حیدرم كردند
تا كه گفتم مُحبِّ عباسم
دلِ آلوده را حرم كردند
شك ندارم كه این محبت را
به دعاهای مادرم كردند
سالیانی است آبرو دارم
سالیانیست نوكرم كردند
یَابْنَ امُّ البنین دعایم كن
باز در علقمه صدایم كن
دست بر سینه رو به كرب و بلا
السلام علیك یا سقا
قمر خانوادۀ خورشید
صدقه دارد این قد و بالا
پسر چهارمِ امیر حُنین
دست بر سینۀ بنی الزهرا
چشم و ابروی تو سپاه حسین
كاشف الكرب سید الشهدا
سیزده ساله فاتح صفین
سومین بچهْ شیرِ، شیرِ خدا
ارمنی ها مُرید نام تواند
شاهدم سفره های تاسوعا
نامِ تو هم ردیف یا فَتّاح
چشمهایت مُفَرِّجُ الغَمّاء
تو كه هستی، حسین هم آخر
شد پناهنده بر تو عاشورا
سایبانِ مُخَدّراتِ حرم
پشتْ گرمیِّ زینب كُبری
إعطِنی یا كریم ، انا سائل
مستجیرٌ بِكَ ابوفاضل
دست گیرِ همه خدایِ ادب
دست پروردۀ امیر عرب
نسلْ در نسلْ خاك پایِ توایم
به تو دادیم دلْ نَسَبْ به نسبْ
سفره ات بهر سائلان پهن است
صورتت شیر و خالِ تو ، چو رطب
می كند زنده یاد حیدر را
چین پیشانی ات به وقت غضب
اسدالله كربلا ، عباس
بِنِشین با وقار بر مركب
قد كشیدی همینكه روی اسب
لشكر كوفیان كشید عقب
تا تو بودی سفر به خیر گذشت
ای نگهبان محمل زینب
تا تو بودی رباب اصغر داشت
غرق بوسه سپیدی غب غب
تا تو بودی ندید یك مادر
طفلش از تشنگی كند لب لب
تا تو بودی رقیه معجر داشت
روی دوش تو خواب بود هر شب
تا تو بودی كسی اجازه نداشت
بزند چوب خیزران بر لب
رفتی بر غرورها برخورد
دست نامحرمان به معجر خورد
وای از لحظه ای كه غوغا شد
رفتی و در خیام بلوا شد
دختری مشك آب دستت داد
بر دعا دست عمه بالا شد
سایه ات بین نخل ها گم شد
پسر فاطمه چه تنها شد
تا رسیدی كنار نهر فرات
علقمه در مقابلت پا شد
تا قیامت خجل ز لبهایت
خنكی های آب دریا شد
جانب خیمه راه افتادی
فكر و ذكرت لبان آقا شد
در كمینت چهار هزار نفر
تیرها در كمان مهیّا شد
قدُّ و بالات كار دستت داد
چند صد تیر در تنت جا شد
بی هوا دستِ راستت افتاد
دست چپ هم شكارِ اعدا شد
حرمله در شكارِ چشم آمد
هدفش چشم های زیبا شد
نوكِ تیر از سرِ تو بیرون زد
تا پرش بین دیده ات جا شد
خواستی تیر را برون بكِشی
گردنت خم به سوی پاها شد
از سرِ تو كلاه خود افتاد
یك نفر با عمود پیدا شد
آنچنان ضربه زد به فرقِ سرت
تا سر چینِ ابرویت وا شد
وای بی دست بر زمین خوردی
سجده گاه تو خاكِ صحرا شد
تیرهایِ كمی فرو رفته
خوب بر جسمِ اطهرت جا شد
بعدِ سی سال یا اخا گفتی
عاقبت زائر تو زهرا شد
دورتر از تنت حسین افتاد
همه دیدند قامتش تا شد
گفت عباس خیز و كاری كن
رویِ لشگر به خواهرم وا شد
دَمِ خیمه زمان غارت ها
سرِ یك گوشواره دعوا شد
سند ارث بُردن از زهرا
با لگد بر سکینه امضا شد
پاسخ اَیْنَ عمّیَ العباس
سیلی چند بی سر و پا شد...
گرچه روبه روش سی هزار نفر بودن
همینکه بچه ها میومدن بیرون میدیدن عباس هست
خیالشون راحت میشد
یعنی مث کوه بودن ابوالفضل
همه بهش امید داشتن
شاعر میگه روزی حسینم گفت به ابولفضل
گفتم استغفروالله
مگه میشه معصوم به غیر معصوم رو بزنه
قلممو انداخت
شب تو عام رویا ابی عبدالله اومد تو خوابم
گفت چرا شعرتو ادامه ندادی
گفت آقا شاید کفر باشه
بنویس منم امیدم ابوالفضل بود
پشت پناه حسینم ابوالفضل بود بنویس
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
عباس هم میخواست داغ جوان ببینه
اول برادراشو بفرسته
سه تا برادر داغشون به دل عباس نشست
حالا میخواد خودش بره
رفت پیش ابی عبدالله
گفت ضاق صدری
آقاجان دیگه سینم سنگ شده
همینطور که خواست اجازه بگیره
سکینه اومد جلو گفت عمو بچه ها تشنه ان
دست عموشو گرفت بیا یه چیزی نشونت بدم
تا پرده ی خیمه رو زد کنار
دیدن عباس این کوه صبر داره واسه اولین بار پیش
بچه ها داره گریه میکنه
چی دید مگه دید این بچه ها لباساشونو بالا زدن
این شکمارو به خاک میکشن
عباس دیگه این صحنه رو دید
ابی عبدالله گفت عباس بیا بریم آب بیاریم
تنها کسی که موقع وداع با زن ها خداحافظی نکرد
ابوالفضله
میدونی چرا چون همه میدونستن عباس بره بدون مشک آب
بر نمیگرده
اما راوی دیدن تنها کسی که باهم خداحافظی کردن
عباس و حسین بود
اینقد گریه کردن غش کردن
بعد پیشانی ابی عبدالله رو بوسید رشیده
هروقت ابی عبدالله میخواست عباس و ببینه عباس عقب وا میستاد
تا به سختی نگاه نکنه
ادب ابوالفضله
هرجا میدید حسین نشسته ابوالفضل نمنشست
هرجا حسین راه میرفت یه قدم عقب تر راه میرفت
فقط میگفت سیدی و مولا برادر نگفت
پیشانی رو بوسید
دوتا برادر سوار مرکب شدن باهم برن
تمام لشکر مثل ملخ فرار میکردن
عمر سعد گفت مردم
اگه میخواید جنگ تموم بشه بینشون جدایی بندازین
گردو غبار افتاد جدا شدند
زد به دل لشکر راه نخلستان انتخاب کرد
مشک و آب پر کرد
دستشو کرد تو آب
آنی عباس از امام خودش غافل نبود
این جفاست بگن که میخواست آب بخوره
میخواسته بگه مردم من میتونم آب بخورم اما میخوام واسه آقام باید ببرم
یک نقل دیگه هم هست میخواست به اسب نشون بده
تال اون سیراب بشه تلف نشه
یه نقل دیگه هم هست فذکر تذکر به آب داد
یعنی آب خجالت بکش حسین تشنست
رقیه تسنست
علی اصغر داره بال بال میزنه
من فقط نقل ها رو میگم
مشک و به دوش انداخت
اروم اروم راه افتاد
شمشیر به دست میتاخت
اگه با شمشیر بودن کسی حریفش نمیشد
وقتی جنگ نامردی باشه
چهارهزارتا تیرانداز به
یه هدف میزدنن
حکیم بن توقیل کمین کرد
زد دست ابوالفضل و
آقا رجز خوند
اومد جلو تر یکی دیگه کمین کرد
دست چپ و زد
مشک و به دندون گرفته
دیگه اصل روضه
اونقد تیر باران کردن
نوشتن ابالقربه
دیدی وقتی بارون میاد بچه رو دستته
بچه رو یجوری میگیری بارون به بچه نخوره
دیدن ابوالفضلم مشکو یه جوری گرفته بود
که تیر به مشک نخوره
سرشو پایین آورد
صدای عمر سعد میخواین کار تموم بشه
مشکو بزنین
مشکو به سینش دوختن
تا تو مشک آب داش عباس امید داشت
آب و برسونه
اوج روضه
اما همین که تیر به مشکش خورد
دید آب میریزه
دیدن دیگه منتظر مرگ بود بیاین
دیگه عباس روی برگشتن نداره
یه تیر به چشمش زدن
دوزانو رو بالا اورد
تیرو از چشمش بیرون کشید
کلاه خود افتاد
دیدن یکی اومد جلو عباس
پا به رکاب عباس گذاشت
گفت عباس تویی از صبح همه رو معطل کردی
گفت یه موقعی اومدی که من دست ندارم
گفت تو دست نداری من که دارم
یه ناسزا به عباس گفت
عباس جوابشو نداد
اما نامرد آنچنان عمودو زد به سر عباس
ای وای همچین که عمود و زد عباس افتاد رو زمین
تیرها دوباره به بدن عباس فرو رفت
اجازه بده من بگم
تا حسین بیاد یه عده فرصت کردن نیزه زدن
تا ابی عبدالله اومد همه فرار کردن
اومد سر عباس و به زانو گرفت
دیدن عباس سرشو میکشه عقب میزاره زمین
دلم میخواد سرت رو زانوم باشه
آقا تو مولای منی من سرم رو زانوت باشه
اما ساعتی دیگه تو گودال قتلگاه کسی نیست سرتو به زانو بگیره
روضه ی سبکی
تو بودی همیشه کنارم ابوالفضل
تو رفتی برادر ندارم ابوالفضل
نه حتی تو فکرم نبود اینکه باید
تو رو اینجا تنها بزارم ابوالفضل
سرت رو بلند کن ببینم چشاتو
ترک خورده لب هات ببینم لباتو
میمیره رقیه میمیره سکینه
یه وقت بر نگردم اگه دیگه با تو
ببین مادرم رو کنارت نشسته
نشسته کنارت یه پهلو شکسته
ببین که عدو چی برات دست و پا کرد
عمودی سرت زد که ابروتو وا کرد
همینقد بگم که توی این همه غم
غم تو برادر قدم رو دوتا کرد
پاشو ساقیه من چرا پس نشستی
بریم خیمه داداش همینجور که هستی
تو از پا بشینی همه اهل خیمه
باید معجرارو بگیرن دو دستی
پاشو ای علمدار که دارن میخندن
پاشو دست زینب رو میخوان ببندن
عباس داره گریه میکنه
گفت داداش تا زندم منو خیمه نبر
آقا من به بچه هات قول آب دادم
اما دیگه الان مشکم خالیه
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_نهم_سال96
#خوشبحال_رقیه
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
خوش به حال رقیه که تو عموشی عباس
صدقه میده وقتی* زره میپوشی عباس*2
قربون روی ماهت یا قمرالعشیره
خدا تو رو یه لحظه *از این حرم نگیره*2
وای داری میری کجا وای از دل خیمه ها
وای عموجون زود بیا وای ابوالفضل
وای میری سمت فرات وای نگرانم برات
وای چرا خیسه چشات وای ابوالفضل
عمو ابالفضل صدای آب رو میشنوم
عمو ابوالفضل پشت سرتو میدوم
عمو ابوالفضل ببر منو بده نشون
عمو ابوالفضل شاید بسوزه دلشون
عمو ابوالفضل فدای مهربونیات
عمو ابوالفضل فدای خشکی لبات
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کجای راهی الان میبینی شط آبو
بگو بهش شکستی *خیلی دل ربابو*2
حتی با ابرا قهرم آشتی نمیکنم زود
بارون اگه میومد *عموم الان پیشم بود*2
وای جون بابام قسم وای بیاد دلواپسم
وای بی تو من بی کسم وای ابوالفضل
وای بیقرارن همه وای جدتی فاطمه
وای از دل علقمه وای ابوالفضل
عمو ابوالفضل تو خیمه اشک نم نمه
عمو ابوالفضل فدا سرت که تشنمه
عمو ابوالفضل فدا سرت نخوردم آب
عمو ابوالفضل بیا بخاطر رباب
عمو ابوالفضل فدای مهربونیات
عمو ابوالفضل فدای خشکی لبات
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بابا داره میاد و کمرشم شکسته
تازه یه بغض سنگین راه گلوشو بسته
از تو چشاش میخونم دست بریده دیده
علم روی خاکو مشک دریده دیده
وای یل ام البنین وای چرا خوردی زمین
وای حرمله در کمین وای ابوالفضل
وای حرم آواره شد وای عمه بیچاره شد
وای چادرم پاره شد وای ابوالفضل
عمو ابوالفضل تو رو چطور زمین زدن
عمو ابوالفضل عمود آهنین زدن
عمو ابوالفضل فقط شنیدم آب شدی
عمو ابوالفضل شرمنده ی رباب شدی
عمو ابوالفضل فدای مهربونیات
عمو ابوالفضل فدای خشکی لبات
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#تک_شب_نهم_سال96
#من_شیر_جنگاور_این_سپاهم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
رجز شب نهم
انا ابن الحیدر..
من شیر جنگاور این سپاهم اباالفضل
شمس حرم حسین و من چو ماهم اباالفضل
واللهُ إن قطعتموا یمینی اباالفضل
آب آور و پناه خیمه گاهم اباالفضل
غرشم چو طوفان
ضربه ام چو رعدو
میرسد نوبته
عمر بن سعدو
انا ابن الحیدر
_
اناابن الحیدری هاشمی نسب اباالفضل
نجل النبی وابن قتال العرب ابالفضل
انی احامی ابدا عن دینی ابالفضل
وافتخری انی کفیل الزینب ابالفضل
دلم همچو دریا
سقای مولا
بگیرم انتقام بی بی زهرا
انا ابن الحیدر
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_نهم_سال96
#بلندشو_علمدارم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بلند شو علمدار
علم رو بلند کن
بازم پرچم این
حرم رو بلند کن
واسه بچه هایی که چشم انتظارن
میخوان مثل من سر به شونت بذارن
واسم تکیه گاهی
به تو تکیه کردم
تو از خیمه رفتی
چه قدر گریه کردم
نبینم که داری
به هق هق میوفتی
بهم تا به امروز
برادر نگفتی
یه دل سیر بهم بگو برادر
میخوام صدات بپیچه توی لشگر
شاید فقط زینب کنه گلایه
بگه چرا بهش نگفتی خواهر
ای نور عین برادر خوبه حسین
شهید مقطوع الیدین
ای با وفا
سقای دشت کربلا
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
صداتو بلند کن
بفهمن که هستی
هنوز زنده ای و چشاتو نبستی
واسه اون نگاهی که مونده به راهت
امیدواره الان دم خیمه گاهت
سکینه سراغ عموشو میگیره
یه شیش ماهه دارم
که داره میمیره
جواب رباب و
چی میدی اباالفضل
مگه گریاهاشو
ندیدی ابالفضل
رباب الان ایستاده زیر آفتاب
پس پشت ابر چرا نمیره آفتاب
پاشو بریم دیگه دارم میترسم
جون رقیمو بگیره آفتاب
برادرم تو رو به جون دخترم
پاشو بیا بریم حرم
ای باوفا
سقای دشت کربلا
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بلند شو علمدار
به این آه جانسوز
به کری چشم اونایی که امروز
توی فکر خلال
تو فکر کنیزن
میخوان آبروی حسین رو بریزن
میخوان زینبم رو
بدن زجر و آزار
توی شام و کوفه توی کوچه بازار
تو جمع یه عده زنای یهودی
تو بزن شرابی که میرن به زودی
زینب الان دلشوره داره عباس
حق داره که طاقت نیاره عباس
گفتم بهش میبرنت اسارت
بهم میگفت مگه میذاره عباس
برادرم پاشو پناه خواهرم
تورو به خیمه میبرم
ای باوفا سقای دشت کربلا
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_اول_شب_نهم_سال96
#قمرالعشیره
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
قمرالعشیره ماهِ بنِ الزهرا
وزیر لشکر و ساقی العطاشا
تشنه ی مشکت لب های صدها دریا
علم تو محشر تا محشر پا برجا
ابوالفضل طوفان ابوالضل محشر
جاری در رگهایت خون حیدر
میر لشکر و سرداری سپهداری
شده تیر چشمان تو کاری
چه دلداری
بنازم چون بابایت کراری
علمداری
میرحرم یا ابوفاضل
صاحب علم یا ابوفاضل
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بی قرار توام تو قلبم غوغاست
روی تو غیرت دارم تو چشام پیداست
علم تو رو دوش نوکرها بالاست
نقش پیشونی بند من عبدالعباس
ابوالفضل ای جان ابوالفضل جانا
من به دستانت محتاجم آقا
سایه ی روسرم عباس محترم عباس
تویی تسبیح مادرم عباس
سرورم عباس تویی مدافع حرم عباس
نوکرم عباس
ای مه لقا یا ابوفاضل
صاحب لوا یا ابوفاضل
میرحرم یا ابوفاضل
صاحب علم یا ابوفاضل
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_دوم_شب_نهم_سال96
#ماسینه_زن_زهراییم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ما سینه زنِ زهراییم
ما گریه کن مولاییم
ما اهل حسین آبادیم
ما در صف عاشوراییم
ما غصه و داغ کوچه بر دل داریم
با یاد مدینه روز و شب میباریم
یا زهرا
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ما مردم ایران هستیم
از خاک دلیران هستیم
با پیرجماران بودیم
در خط شهیدان هستیم
تا جان به تن هست پای ولی میمانیم
ما فدایی سیدعلی میمانیم
یا حیدر
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ای دشمن دین میدانی
ماییم و رگ ایرانی
کاری بکنیم روز جهاد
انگشت به دهن میمانی
ما جان به کف و عاشق مکتب هستیم
ما مدافع حریم زینب هستیم
یا زینب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
هنگام حضور نزدیک است
این مسیر دور نزدیک است
ای منتظران آماده
ایام ظهور نزدیک است
آخر شب غصه ها سحر میگردد
مهدی به میان شیعه بر میگردد
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_شب_نهم_سال96
#به_هوای_تو_اطمینان_دارم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
به هوای تو اطمینان دارم
به وفای تو اطمینان دارم
بیشتر از دعای مادرم آقا
به دعای تو اطمینان دارم
تو دعا کردی حبیب و بریر و
تو به کربلا کشوندی زهیرو
دستای خالیمو کن پر مثل حر
خوبیاتو نمیشه کرد تصور
ای عشقت هدف
ای مظهر شرف
توی خیمتم
دارم علم به کف
خونم کربلا
میخونمه نجف
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
به تو و کرمت ایمان دارم
به پر علمت ایمان دارم
دلمو به ضریحت میبندم
آخه به حرمت ایمان دارم
خیلی دلتنگتم ارباب دلم آب
میخورم غبطه به اصحاب دلم آب
تو جنون دادی به جون و به عابس
عشقو تو زندگی می کنم حس
شور محشری
اشکامو میخری
خوشحالم از این
سالهای نوکری
سامون دلم
سالار و سروری
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
با نگات به خدا آروم میشم
با یه کرببلا آروم میشم
اگه میگیره قلبم میدونم
بگی روضه بیا آروم میشم
دادی روزیمو به دست اباالفضل
در خونشو نبسته اباالفضل
به فدای علی اکبر جوونیم
نفس آقا بده بیشتر بخونیم
شاه عالمین
لبیک یا حسین
داره میزنه
قلبم به شور و شین
ایستادم الان
تو بین الحرمین
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_دهم_سال96
#نمونده_برادر_دیگه_راه_چاره
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
نمونده برادر دیگه راه چاره
دلت کوه درده دلم بیقراره
دلم خیلی میخواد که روتو ببوسم
بزار جای مادر گلوتو ببوسم
چرا مثل ابره بهاری میباری
رو احساس زینب داری پا میزاری
نگو دیگه فردا هوامو نداری
صدات میزنم حیف صدامو نداری
دو سه ساعت پیش یه کابوسی دیدم
دیدم که سرت رفت منم دیر رسیدم
دیدم توی خوابم لباساتو کندن
یه عده حرومی به اشکم میخندن
حسین...
نشستن کمینت بشن دست و پا گیر
یه عده با دشنه یه عده با شمشیر
یه عده با تیرو یه عده با نیزه
نگو مال فرداس که قلبم میلرزه
دیدم توی خوابم که روزم سیاهه
داداش غریبم توی قتلگاهه
دیدم توی گودال به صورت فتادی
دیدم به یه نیزه داداش تکیه دادی
میدونم که قاتل با خنجر رسیده
میبینم که خنجر به حنجر رسیده
چقدر میزنه موج غضب تو نگاهش
میشینه توی سینت با چکمه سیاهش
میشی غرق در خون بمیرم داداشم
تو میپاشی از هم من از غم میپاشم
میدونم محاله برات سر بزارم
برا خواهر تو برادر بزارم
تو فکر خیامم تو فکر غنیمت
ولی کاش اقلا یه معجر بزارن
تو میری میمونه غم کوفه واسم
من این کوفیا رو زیاد میشناسم
میشه سهم زینب یه عالم جسارت
میپوشم پس از تو لباس اسارت
حسین....
صدا زد یا مسلم یا هانی یا حبیب مظاهر
چه تون شده حسین صداتون میزنه جواب حسینو نمیدین
از خوابتون بیدار بشین
این نامردا رو از دور حرم شما دور کنین
تا ابی عبدالله این ندا رو داد جنازه همه ی شهدا شروع کرد
به لرزیدن
یعنی حسین جان اراده کنی بر میگردیم
همهچی که همه ی یارای حضرت رفتن
صدای ابی عبدالله بلند شد
زن ها تو خیمه دیدن هیچکی
جواب حسینو نداد
صدای گریه ملائک بلند شد
ملائک گفتن خدایا این حسینو دارن میکشنش
اجازه بده بریم یاریش کنیم
ندا از آسمون اومد
تا همین جاشم عزیزاتو کشتن
دیگه ما قبول کردیم
دیگه بقیشو خودت میدونی
اگه جان ندی در راه ما چیزی از اجرت کم نمیشه
صدا زد خدایا میخوام در راه تو جاری در خون ببینم
همه عزیزام رفتن..
اومد تو خیمه ی امام سجاد دید داره حضرت در تب میشوزه
شروع کرد آرام آرام دست کشیدن پسرش چشماشو واکرد
دید امامش اومده بالا سرش
صدا زد عمه کمکم کن بشینم
عمه حجت خدا اومده تو خیمه ی من
نشست به زحمت
صدا زد عموتو کشتن
علی اکبرم کشتن
حبیب رو هم کشتن
یکی یکی رو صدا زد
یکی یکی میگفت قتل
صدا زد عمه زینب شمشیر منو بیار
ابی عبدالله فرمود همینقد
بگم به جز منو تو دیگه مردی نمونده
امام سجاد صدا زد عمه شمشیر منو بیار
صدا زد زینب جان بگیرش
این بره زمین از حجت خدا خالی میشه
آقا وداع امامت رو منتقل کرد
گفت زینب جان برو تو خیمه ی زنا
ابی عبدالله رفت تو خیمه ی زنا
دید کوه صبر شروع کرد به گریه کردن
دید بعضی ها چادر به کمر بستن
نقاب زدن یکی چوب دستشه
یعنی آقا رو ما حساب کن
همه منتظرن تو اشاره کنی
خدا جنگو از زنا برداشته
برید به جای این که منو کمک کنید
لباس اسارت به تن کنین
صدا زد از این به بعد شما
رو مث کنیزا تو شهرا میگردونن
ابی عبدالله از خیمه زنا اومد بیرون
رفقا من یه چیز بگم
یزید ملعون گفت شمر
جایی دلت واسه پسر زهرا سوخت
دیدم حسین از خیمه اومد بیرون
دیدم یه دختری پای حسینو گرفته
میگه بابا نرو مارو مدینه برگردون
آقا فرمود منو آتیش نزن
دخترم باباتو کباب نکن
ابی عبدالله به هر نحوی بود همه رو آروم کرد
ندیدم کسی رو که عزیزاشو از دست داده باشه
انگار نه انگار غم به دلش نشسته
این کوه صلابتش بیشتر میشد
اما فقط یه نفر میتونه این کوه رو به تلاطم بندازه
ذوالجناح رو آماده کردن ابی عبدالله لباس پیغمبر و به تن کرد
نیزه ی جعفر طیار به دست گرفت
آماده ی رزم ابی عبدالله
اما یه وقت دیدن یه صدایی
از پشت میاد
مهلا مهلا یابن الزهرا
میخواد دل ببره میگه زهرا
نگفت برادر
یعنی تو رو به مادرت قسم یه لحظه بیا زینب کارت داره
ابی عبدالله گفت جانم زینب
دیدن میگه جدمون از ما بهتر بود و رفت
بابام علی از ما بهتر بود و رفت
مادرمون زهرا رو کشتن
داداشمون حسن بهتر بود و رفت
همه جا گفتم حسین هست
دلخوشیم تو بودی داداش
یجوری زینبو آروم کن
گفت داداش سرتو بالا بگیر
خودشو چسبوند به رگ های برادر
گفت داداش مادر وصیت کرده بود تو کربلا من رگهاتو ببوسم
سوار مرکب شد با هیبت حیدری
اصلا انگار نه انگار داغ دیده
جنگ ابی عبدالله داستانش مفصله
به دل لشکر میزد مثل شیری که گرگ ها فرار میکردن
اصلا یه جمله
تا روز عاشورا مثل شجاعت امیرالمومنین
بود اما بعد کربلا مثل عرب عوض شد
همه حسین و مثال میزند
بمیرم برات حسین
یه جا داره ابی عبدالله خودشو به فرات رسوند
میخواستن اذیت کنن
گفتن تو میخوای آب بخوری خیمه هات در خطره
میگفت لاحول ولا قوه الا بالله
یعنی حسین زندس
کم کم زخم ها زیاد شد بدن به تحلیل رفت
حالا ابی عبدالله سوار بر اسبه
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
ذوالجناح احساس کرد حسین داره از راست بیوفته اسب خودشو به راست
شد جند بار تکرار شد
آقا ذوالجناح رو توجیه کرد بزار بیفتم
یه نقل دیگه هست
نیزه به بدن ابی عبدالله زدن
ذوالجناح زانو زد یعنی آقا اگه میتونی سوار شو
عمر سعد دید خیلی میفهمه میخوامش
مگه سواری میده چند نفرو به درک واصل کرد
عمر سعد گفت ولش کنین ببینیم چیکار میکنه
دیدن دور حسین میگرده
خم میشه تیرو از بدن میکشه
ذوالجناح رفت سمت خیمه
تو ناحیه حسین جان تو زنده بودی اسب ها به بدنت
تاختن
اونایی که اسب دارن کارشون اینه از اونا سوال کردن
بگین ببینم امکان داره اسب بی هوا رو بدن انسان راه بره
الا فقط یه حالت که صاحب بیاد رو بدن راه بره
این اسب جسارت کنه
حالا این اسب رفت خیمه
بچه ها گفتن جان بابا اومده
دیدن ذوالجناح واژگونه
همه گفتن وا محمدا
دور ذوالجناح رو گرفتن
یکی میگفت بابام کجاس
یکی میگفت پسر زهرا رو کشتن
سکینه اومد جلو ذوالجناح
گفت بابامو کشتن آره با لب تشنه
ذوالجناح همه رو برد سمت گودال
زینب چادر به پاش گیر کرده
فک میکنه زینب راحت اومد
دور گودال کف میزدن
زینب مردا رو کنار میزد برید کنار من حسینو ببینم
تا اومد بالای گودال دید نیزه دار نیزه میزنه
یه نقل بگم
دیدن زینب اومد تو گودال همه بالا ایستادن
اومد طرف جنازه حسین
به زور بلند کرد شمشیر و داد دست حسین
گفت داداش بلند شو اینا الان میان سمت خیمه ها
دیدن شمر اومد جلو تازیانه به دست
اول زینب و زد
بی بی رو برگردوندن
ابی عبدالله اشاره کرد خواهر برگرد
اومد بالای گودال
دیدن کستن حسین تفریح شده
او میدوید و من میدوم
اون سوی مقتل من سوی قاتل
او میکشیدو من میکشیدم
و شمرعلی جالس نفس مادرش گرفت
سر را برید رو به روی خواهرش گرفت
سیدنا المظلوم سیدالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
اومد تو خیمه ی امام سجاد گفت برادر زاده
چرا داره میلرزه زمین
پرده ی خیمه رو زد بالا
گفت عمه چی میبینی
یه سواری داری دور گودال میگرده
گفت اون جبرییله بیچارزه شده از روضه ی حسین
گفت دیگه چی میبینی
یه خانم میبینم هی میوفته هی بلند میشه
بلند میشه دست به پهلو میگیره
صدا زد عمه اون مادرت فاطمست
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_دهم_سال96
#سیدناالمظلوم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
سیدنا المظلوم سیدنالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
خستگی از بدنت میریزه
داره نیزه به تنت میریزه
مگه چی گفتی عدو سنگت زد
داره خود از دهنت میریزه
سیدنا المظلوم سیدنالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
گرد و خاک از سپرت میریزه
العطش از جگرت میریزه
مگه گودال چقدر جا داره
یه سپاه داره سرت میریزه
حسین من ای کاش جای سرت داداش
میبریدن سرم سرم سرم سرم
رقیه اشکاشو نگاه کنو پاشو
بیا بریم حرم حرم حرم حرم
سیدنا المظلوم سیدنالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
باشه من میرم دلت میگیره
داره کاره قاتلت میگیره
این همونیه که گفتی زینب
جونمو مقابلت میگیره
پشت و پناه من هلال ماه من
بریده شد سرت سرت سرت سرت
دوازده ضربه پیش نگاه من
بریده شد سرت سرت سرت سرت
سیدنا المظلوم سیدنالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_دوم_شب_دهمم_سال_96
#حاج_محمد_رضا_بذری
#مونده_روی_زمین
—------------------------------
@mohammadrezabazri
—------------------------------
مونده روی زمین ، پیکر تو رها
السلام علی من دَفَنَ اهل قُری
خواهرت اگه نیست رفته شام بلا
ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا
"سیدالشهدا ، سیدالشهدا
سیدالشهدا یا مقطع الاعضا"
سپردمت به خدا و به ریگ های بیابان
سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان
سپردمت به وحوش و به شیران درنده
به مردمان دهاتی به آهوان پریشان
همه منتظرن ، مادرش برسه
کاش صدای برادر به خواهرش برسه
دست قاتل اگه ، به سرش برسه
آخ خدا به داد موی دخترش برسه
"سیدالشهدا ، سیدالشهدا
سیدالشهدا یا مقطع الاعضا"
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
به گوش خاک سپردم تو را بپوشاند
بد است اینکه ببیند تو را عریان
به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند
فتاده به صحرا به خاک خون غلتان
ماه نیزهنشین ، شمع روشن من
بیتو مرگه برا من نفس کشیدن من
زخمیه تن تو ، زخمیه تن من
غم نخور اگه آتیش گرفته دامن من
"سیدالشهدا ، سیدالشهدا
سیدالشهدا یا مقطع الاعضا"
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_دهم_سال96
#نمیتونم_آروم_بشم_ای_قرارم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
نمیتونم آروم بشم ای قرارم
واسم سخته فکرش نباشی کنارم
از اون روز که رو تو چشامو گشودم
تو هر جا که بودی منم با تو بودم
از اون اولین بار که اسمتو بردم
همش غصه ی دوری تو میخوردم
میرفتی به مسجد تا برگردی خونه
چقدر گریه کردم برات بی بهونه
یادته تو آتیش خونه و در
تو تکیه گاه من شدی برادر
اومدی زود چشامو تو گرفتی
تا نبینم روی زمینه مادر
ای عشق من زینبتو کفن کنن
چیزی بگو حرفی بزن
بیا بمون داداش تو رو خدا بمون
میدونی برا من تو تسکین دردی
قوی باش عزیزم خودت یک پا مردی
برا اهل خیمه خودت تکیه گاهی
اگه من نبودم خودت یک سپاهی
همیشه رقیه کنارت بمونه
بگو قصه واسش نگیره بهونه
نگم از سکینه نگم از سکینه
میمیره عموشو رو نیزه ببینه
گوش کن میاد صدا ربابه خواهر
داره میگه لالایی واسه اصغر
فردا غروب دیگه باید بخونه
لالالالا برای طفل بی سر
ای نور عین دلشورتو داره حسین
بردی منو به زیر دین
ای خواهرم بودی به جای مادرم
قبوله برادر تو هر چی که گفتی
ولی من میمیرم ز مرکب بیوفتی
چجوری ببینم میشه زارو بی حال
پا میشی میوفتی توی شیب گودال
شلوغه کنارت پر از ازدحامه
دل ولی تو شلوغیه شامه
پا میشی و تکیه زدی روی بازوت
میادو میکوبه یه نیزه به پهلوت
چجور باید اینو ببینه خواهر
با نوک خنجرش زده به حنجر
تا برسم دیگه سرت رو بردن
یکی میگه ای وای غریب مادر
فدات حسین داره میاد صدات حسین
قربون گریه هات حسین
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_اول_شب_دهم_سال96
#روزایی_که_عاشقم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
روزایی که عاشقم بهترم پر میزنه دلم حرم
تا که بیاد اسمتو رو لبم ابری میشه چشم ترم
.
منمو نگاه ِ تو ، راه ِ تو میکشه منو تا کجا
الهی که تا ابد دلبرم کم نشه سایه ات از سرم
.
من مجنونم میگیره دلم برات
پر میزنه تو هوات
دور و بر ِ کربلات
.
باز میخونم اسمتو روی لبم
شده نماز ِ شبم
اینکه بزنم صدات
.
به زیر بارونم ، دوباره مجنونم
زیارت نامه ام رو ، روبروت میخونم
.
میزنم دلو به دریا ، تورو میبینم تو رویا
السلام علی الارباب ، من غلامم تویی آقا
.
یا حسین مولانا حسین
.—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
دوباره قدم قدم تا خدا دل شده با تو آشنا
عمود ِ هزار و یک زائرا دور ِ همه ی عاشقا
.
با چای ِ تازه دم موکبا مستیه ما چه راحته
مسیر بهشت ِ حق مستقیم از نجفه تا کربلا
.
پای ِ خسته میرسه هر ثانیه ، اینجا یه مهمانیه که مادرش بانیه
این شور و حال ِ ارثیه زینبه ، عظمت مکتبه ، ارتش ِ جهانیه
.
این ارادت عشقه ، به تو خدمت عشقه
اربعین تو صحنت ، یه زیارت عشقه
.
اگه پر تاول ِ پاهام ، یا رقیه اس روی ِ لبهام
السلام علی الارباب ، رسیدم به آرزوهام
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_دوم_شب_دهم_سال96
#مث_مجنون
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
مثه مجنون که جنونی شده ام
نه زبونی، دل وجونی شده ام
دیگه هم شهری سلمانو ببخش
اگه باتو خودمونی شده ام
خودمونیم، عجب کرببلایی
عجب صحن وسرایی داری
خودمونیم، چه آب و چه هوایی
چه خاک و چه شفایی داری
خودمونیم، غریبی ولی هرجا
که دیدیم آشنایی داری
چه صفایی داری ، سینه زنایی داری
چه قتیل العبرات ، اهل بکایی داری
چه بهایی داری ، خیلی فدایی داری
به چه اسمی چه من اسمه دوایی داری
ای که هفتادو اهل وفایی داری
سید اهل کساء عجب ایی داری
چه خدایی داری ، چه خون بهایی داری
ما یه شاه تو یه عالم به گدایی داری
"آقام آقام، آقام، تو رو میخوام"
دلی که بوی کبابش میرسه
عشق داره به حسابش میرسه
این چه ذکریه که تا میگم حسین
هفت پشتم به ثوابش میرسه
خودمونیم، چه نامی تو اسامی
چه شأنی چه مقامی داری
خودمونیم، به کام همه هستی
چه تربتِ به کامی داری
خودمونیم، همش حرفه توئه چه
نفوذِ در کلامی داری
چه مرامی داری ، عبد گرامی داری
نشده یادت بره یه جا غلامی داری
همه میگن غلام ، عجب امامی داری
دیگه پیش هرکی عزت احترامی داری
مست ذکر توأم حسین چه جامی داری
حس آرامش من چه التیامی داری
شاه مرد قیام ، مرد قیامی داری
کاشکی باشیم ببینیم چه انتقامی داری
"آقام آقام، آقام، تو رو میخوام"
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شوراول_شب_دهم_سال96
#میریزه_اشکام_دونه_دونه
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
اشکام دونه دونه میریزه
واسه اونکه واسم عزیزه
کربلا نرفته انگاری
کل سالو ماهش پاییزه
دلم خاک قدمه حسینه زیر علمه حسینه
هر دل که شکسته باشه حتما حرم حسینه
بازم وسط بهشتم امشب توی سرنوشتم
اسم تو رو قطره قطره با اشک چشام نوشتم
ارباب ارباب *کربلا نرفته ها رو دریاب*
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
از دست زمونه دلگیرم
با اسم تو آروم میگیرم
میدونم خودم که یک روزی
پای روضه ی تو میمیرم
میخوام که پر از امید شم یک نوکر روسفید شم
رودستای مهربونت پر پر بزنم شهید شم
جونم رو میدم به راهت افتاده به من نگاهت
ای کاش بشه که بریزه خونم توی قتلگاهت
شاهم شاهم *جون مادرت بده پناهم*
ارباب ارباب *کربلا نرفته ها رو دریاب*
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ارباب ارباب *کربلا نرفته ها رو دریاب*
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_دوم_شب_دهم_سال96
#لیلای_منی
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
لیلای منی مجنون توام
هر شب تو حرم مهمون توام
من باتو باشم آروم میگیرم
آرامشمو مدیون توام
سینه نزنم دیونه میشم
چون کارم اینه گریون توام
لحظات خوبمو تو هیئتاتم
مادرت به روضه ها میارتم
میدونه که عاشق زیارتم
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)2
تو روضه ی تو پر پر میزنم
با سینه زنی من در میزنم
اسم یا حسین مستم میکنه
با اسم حسین ساغر میزنم
چون عشق تو رو ریخته به دلم
بوسه به پای مادر میزنم
اسم تو دلیل استجابته
همه زندگیم به زیر قبته
آرزوی نوکرت شهادته
بیچارمو ببین آوارمو
دوری گره میزنه کارمو
خیلی آقا تورو دوست دارمو
واسه حرم خمارمو
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)2
آقا واسه من شیرینه غمت
زندم میکنه عطر حرمت
چشمای منو وا کن دوباره
به باب الحسین باز از کرمت
کاش میشد آقا میگفتی به من
هر جوری باشی من میخرمت
آقا رقص پرچمت رو دوست دارم
تو مسیحی و دمت رو دوست دارم
شبای محرمت رو دوست دارم
دیونتم گدای خونتم هرشب دم در میخونتم
تو شمعی و مثل پرونتم
من عاشقم دیونتم
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورسوم_شب_دهم_سال96
#جز_اشک_برتو
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
جز اشک بر تو سرمایه ندارم اندر این عالم
مادرت زهرا کرد انتخابم هر روزم باشد ماه محرم
همه گریانند جز نوکران تو در روز محشر
زتو میخواهم ای شاه بی سر گردم محشور با ساقی لشکر
الا ای کشته که لب تشنه بین دونهر آبی
مرانم از خیمه ی عشقم جز تو ندارم شاه و اربابی
اباعبدالله..
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورچهارم_شب_دهم_سال96
#تواین_شبا_با_چشمای_خیس
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
تو این شبها با چشم خیس و با دل پر
از آقامون رزق شهادت بگیریم
آی رفقا خیلی معطل نکنیم
اگه شهید نشیم یه روزی میمیریم
آره رفیق دل بکن از این دنیا
دنیا برای عاشقا زندونه
اگه شهید بشی تهش گلزاره
اگه نشی گوشه ی قبرستونه
آره رفیق قصه ی هیات اینه
یکی داره هممونه میبینه
خوبای جمع همیشه بالا میرن
طبیعیه آخه حسین گلچینه
توی روضت آقا جون بده رزقم رو برم
نمیخوام چیزی ازت یه شهادت تو حرم
آماده باش ای لشکر صاحب زمان
واسه نبرد دیگه باید آماده میشیم
یکی از این دوتا سعادت پیش ماست
یا کشته میشیم یا عدو رو میکشیم
آره رفیق دست خدا همراته
قدرت ما به علی برمیگرده
توی نبرد ما ذوالفقار و داریم
گیرم یکی ترقه بازی کرده
نابودی آل سعود نزدیکه
گرچه به ظاهر رقص شمشیر کردن
خودشونم خوب میدونن این روزا
توی عجب مخمصه ای گیر کردن
دلا آروم میگیره آقامون اینو میگه
دیگه اسرائیلی نیست بیست و پنج ساله دیگه
بده رزقم رو برم یه شهادت تو حرم
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورپنجم_شب_دهم_سال96
#نگو_چقدر_سینه_زدم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
نگوچقدرسینه زدم
نگوچقدر زار زدم
نگومن هرجاکه بودم
اسم توروجارزدم
بگوچقدراحترام مادرت روداری
چه حرمتی روی حرف پدرت میزاری
بگوچقدر براشون خدمت گذاری
نوکرحسین نوکرمادرشه
نوکرحسین خدا در منظرشه
خدمت به پدر همه ی باورشه
خیریعنی دعای مادر
خیریعنی رضای مادر
پیام روضه امشب ای جانا
(وبالوالدین احسانا)
این گریه وسینه زنی
خیلی مهم وعالیه
خوبه کنارش بدونیم
پیام عاشوراچیه
خون حسین میجوشه توی رگ ملت
خون حسین یعنی مرگ بهترازذلت
خون حسین داده به تمام ما عزت
نوکرحسین عاشق عدالته
نوکرحسین دشمن خیانته
نوکرحسین آرزوش شهادته
فخریعنی مرام زینب
فخریعنی کلام زینب
و گفته عمه ی سادات در شام بلا
ومارایت الا جمیلا
کاری بکن که عاقبت
نباشی شرمنده ی دین
هرجامیری اینوبدون
تویی نماینده ی دین
رفیقی که اسمت رونوکرگذاشتی
بگوچقدر وقت پای منبرگذاشتی
وای اگه که نمازت روآخرگذاشتی
نوکرحسین دنبال جهادشه
نوکرحسین دغدغش سوادشه
نوکرحسین فکرمعادشه
میدونی چیه مرام ارباب
فلسفه ی قیام ارباب
وقال مصباح الهداتی
وانی احب الصلاتی
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_یازدهم_سال96
#نبریدم_پسر_مادرم_اینجا_مانده
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
نبریدم پسر مادرم اینجا مانده
پنج تن یک تنه بر دامن زهرا مانده
هیچ کس نیست که بالای سرش گریه کند
مونس بی کسی من تک و تنها مانده
کاش میشد که لباسی برسانم به تنش
آبروی همه عریان روى صحرا مانده
بین یک گونی کهنه سر او را بردند
ته گودال ولی پیکر او جا مانده
چند باری شده گم کرده ام او را اصلاً
بس که از دور تنش مثل معما مانده
باز چشمش به که افتاد رباب غش کرده
بازهم آمده این حرمله ى وا مانده
*همه رو اروم کرد بی بی زینب
یکی میگفت تو رو خدا گوشوارمو کندن پره خونه گوشم
یکی میگفت عمه دامنم آتیش گرفت
یکی میگفت عمه معجرم رو بردن
هرکی یجور گریه میکرد
همه رو بی بی ارام کرد
همه اروم شدن
اما یه وقت دیدن تو ارامش صدای یه
از بیرون خیمه میاد
بی بی زینب اومد پشت خیمه
دید کنار یه تل خاکی رباب
نشسته هی به دلش میزنه
مادر به قربونت بره
بی بی دست روی شونش گذاشت
اینجا امن نیست
بیا برو تو خیمه
صدا زد زینب جان وقت شیر خوردنش
امروز اشتباه کردم آب خوردم
اما الان شیر دارم شیر خواره ندارم
سر شب تا سحرش میزدنش
سوخته بو دبالو پرش میزدنش
پشت خیمه رفته بود گریه کنه
جلو قبر پسرش میزدنش
شرمنده ام از غمت نمردم...
باز چشمش به که افتاد رباب غش کرده
بازهم آمده این حرمله ى وا مانده
ساربان داد مزن ما کس و کاری داریم
ساربان راه مرو همسفر ما مانده
برسانید خبر را به علمدار حرم
چادر زینب تو زیر لگدها مانده
ناقه زانو زده تا اینکه سوارش بشوم
چشم من سمت علی اکبرم اما مانده
میخواستم از غارت خیمه ها بگم
صرف نظر کردم
گاهی روضه خونا میخونن و نمیتونن بگن
رفقا خندق کنده بودن دوره خیمه ها رو
راه ورود محدود بود
این نامردا با اسباشون میومدن این بچه ها
باید از همین راه فرار میکردن
بخدا بعضی از این بچه ها جون دادن
همه فرار کرده بودن توی این بیابون
عمرسعد دستور داد همه ی بچه ها رو جمع کردن
یکی گفت عمر سعد اگه میخوای بچه ها زنده بمونن
بهشون آب برسون
اینا دارن هلاک میشن
یه مشک آبو انداخت وسط این بچه ها
آب ریختن روی ظرف دادن به اولی
نگاه کردو نخورد
داد به بعدی اونم نخورد
ظرف آخر آب رسید به رقیه
دیدن آب و گرفت رفت
سمت گودال کجا داری میری؟
گفت یه مقدار به بابام آب برسونم
مگه فراموش میکنم
اون موقعی که بوسید منو
صورتم سوخت
بچه ها رو جمع کردن
دید دوتا کم ان
صدا زد ام کلثوم جان بیا بریم پیدا کنیم
رفتن تو گودال نبودن ولی هنو یه عده دنبال غارت بودن
میگشت دختر علی که سراغ این دو سه تا بچه رو بگیره
تا نبینن غارتو
اونقدر گشتن دیدن زیر یه بوته ی خار
همو بغل کردن
تا اومدن بچه ها رو بگیرن
دیدن یه سیاهی داره جلو میاد
بی بی با گریه گفت دیگه نبا بسه
بچه ها خیلی گریه کردن
تعجب کرد دید صدای گریه میاد
تعجب کرد کیه با ما گریه میکنه
دید صدا آشناست
گفت زینب من بابات علی ام
اونم مادرت زهراست
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_یازدهم_سال96
#بمیرم_که_غرق_خونی_داداش
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بمیرم که غرقِ خونی داداش
دیگه نیست ازت نشونی داداش
پشت و روی تو رو درهم کردن
ح س ی ن داداش
از غم این خنجر ناله میزدمادر
آخ پسرم حسین حسین حسین حسین
فدای تو خواهر غریبم ای بی سر
برادرم حسین حسین حسین حسین
به اباالمظلوم به ابا العطشان
به ابا الغریب غریب غریب غریب غریب
تو نبودی حرمو سوزوندن
چادر رو سرمو سوزوندن
دختری بهم میگفت با گریه
عمه موی سرمو سوزوندن
چشام با گریه سوخت پای رقیه سوخت
بسه چقدر عذاب عذاب عذاب عذاب
داداش ببین ما رو سوزونده دل ها رو
ضجه های رباب رباب رباب رباب
به اباالمظلوم به ابا العریان
به ابا الغریب غریب غریب غریب غریب
تو رو کشتن دیگه جرأت کردن
همه رو زدن جسارت کردن
از حرم هرچی که بودو بردن
همه خیمه ها رو غارت کردن
گوشواره رو بردن گهواره رو بردن
برس به داد ما حسین حسین حسین حسین
خیمه ی نیم سوخته چندتا یتیم سوخته
برس به داد ما حسین حسین حسین حسین
به اباالمظلوم به ابا العریان
به ابا الغریب غریب غریب غریب غریب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_یازدهم_سال96
#حاج_محمدرضا_بذری
#امشب_به_صحرا_بی_کفن
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
جسم عزیز فاطمه اندر بیابان است
شام غریبان است
نم نم بارونه زینب پریشونه
تو خیمه ها آروم نشسته میخونه
وای برادرم کجایی ای سایه ی سرم
هنوز میاد از قتلگاه صدای آه مادرم
وای برادرم پر از نامحرم دورو برم
بگو یکی بیاد کمک نمونده مردی تو حرم
شام غریبان است زینب پریشان است
امشب میان خیمه ها زینب عزادار است
شام غریبان است
امشب رقیه بر سر نعش پدر زار است
شام غریبان است
موهاش پریشونه گوشش پر خونه
تو قتلگاه آروم نشسته میخونه
آه بابای من سرت رو بردن مونده تن
میخوام سرم رو روی سینت بزارم حرفی بزن
آه بابای من این کوفیا خیلی بدن
خیمه هارو آتیش زدن بچه هارو کتک زدن
شام غریبان است زینب پریشان است
امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر
شام غریبان است
خوابیده به غسل و کفن با اکبر و اصغر
شام غریبان است
رباب دلش خونه زارو پریشونه
پشت خیمه آروم لالایی میخونه
وای گل رباب پاشو نخورده شیر نخواب
پاشو واسه شیر دادنت الان یه خورده خوردم آب
وای گل رباب پاشو میکشم عذاب
چشاتو بستی که نبینی دستامو توی طناب
شام غریبان است زینب پریشان است
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_شب_یازدهم_سال96
#حاج_محمدرضا_بذری
#حسین_علیه_السلام
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ذکر لب انبیاء حسین علیه السلام
اعظم ِاسم خدا حسین علیه السلام
فیض دمادم حسین هستی خاتم حسین
کیست مِنَ المُصطَفی حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
بال و پر فاطمه تاج سر فاطمه
کوثر خیرالنساء حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
سید احرار او حیدر کرار او
آینه ی مرتضی حسین علیه السلام
خاتمه ی پنج تن جوهر جان حسن
برادر مجتبا حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
مریض احیا کند مرده مسیحا کند
تربت ارباب ما حسین علیه السلام
زیارت عرش و حق زیارت این دو است
اکبر شیرین لقا حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
کشتی نوح است او امید ما هست او
وَ مَن اتاکُم نَجی حسین علیه السلام
گفت امام رضا گریه فقط در غم
پادشه کربلا حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
صدای زنجیرها ذکر علمگیر ها
چیست به وقت عزا حسین علیه السلام
واعطشا واعطش غصه ی سقا عطش
حرف لب مشک ها حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
شمر به گودال رفت خواهرش از حال رفت
عرش صدا زد صدا حسین علیه سلام
روبروی خواهرش برید از تن سرش
ذبح شده از قفا حسین علیه السلام
فاطمه هذا حسین بی کس و تنها حسین
مُرَمِّل بالدّما حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شوراول_شب_یازدهم_سال96
#من_اون_چشمی
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
من اون چشمی که تو روضه نمیباره نمیخوامش
زبونی رو که اسمت رو نمیاره نمیخوامش
من اون دستی که واسطه تو نزد سینه نمیخوامش
رفیقی رو که تو روضه نمیشینه نمیخوامش
اشک چشامون سلاح ما شد
این هیات و حسینیه پناه ما شد
با اشک روضه ی تو پاک گناه ما شد
حسین ارباب ارباب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
اگه تنها تو این دنیا خدا رو شکر تو رو دارم
همه دارو ندارم رو به لطف تو بدهکارم
شده اشک چشام جاری شده گریه به تو کارم
میدونم که دوستم داری منم آقا دوستت دارم
از تربت تو شفا میگیرم
میگم حسینو زیر قبه جا میگیرم
از دستای رقیه کربلا میگیرم
حسین ارباب ارباب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
از اون اول با یک ذره ز خاکت واشده کامم
از اون اول شدم نوکر شده عبدالحسین نامم
چی میخوام من از این بهتر منم نوکر تو آقامی
منو تنها نمیزاری قیامت هم تو باهامی
تو سجده میگم الحمدالله
که اسم من شد نوکر اباعبدالله
یه روزی پیرغلام تو میشم ایشالله
حسین ارباب ارباب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شوردوم_شب_یازدهم_سال96
#به_هوای_تو_اطمینان_دارم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
به هوای تو اطمینان دارم
به وفای تو اطمینان دارم
بیشتر از دعای مادرم آقا
به دعای تو اطمینان دارم
تو دعا کردی حبیب و بریر و
تو به کربلا کشوندی زهیرو
دستای خالیمو کن پر مثل حر
خوبیاتو نمیشه کرد تصور
ای عشقت هدف
ای مظهر شرف
توی خیمتم
دارم علم به کف
خونم کربلا
میخونمه نجف
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
به تو و کرمت ایمان دارم
به پر علمت ایمان دارم
دلمو به ضریحت میبندم
آخه به حرمت ایمان دارم
خیلی دلتنگتم ارباب دلم آب
میخورم غبطه به اصحاب دلم آب
تو جنون دادی به جون و به عابس
عشقو تو زندگی می کنم حس
شور محشری
اشکامو میخری
خوشحالم از این
سالهای نوکری
سامون دلم
سالار و سروری
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
با نگات به خدا آروم میشم
با یه کرببلا آروم میشم
اگه میگیره قلبم میدونم
بگی روضه بیا آروم میشم
دادی روزیمو به دست اباالفضل
در خونشو نبسته اباالفضل
به فدای علی اکبر جوونیم
نفس آقا بده بیشتر بخونیم
شاه عالمین
لبیک یا حسین
داره میزنه
قلبم به شور و شین
ایستادم الان
تو بین الحرمین
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورسوم_شب_یازدهم_سال96
#حاج_محمدرضا_بذری
#تو_حالو_هوام_میباره_چشام
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
تو حال و هوام میباره چشام
تو گل میکنی به روی لبام
برای منی برای توام
همه میدونن گدای توام
گدای توام گدای توام
نگاهت رو نگیر نگاه تو دنیامه
نگاه لطف تو دلیل نفسهامه
نگاه به گنبدت بهونه ی چشمامه
به خوبی هات بدی کردم
نمیشه روم که برگردم
حسین جانم
تو تنهائیام صدات میکنم
جونم رو یه روز فدات میکنم
من آلودم تو خیر کثیر
امیری حسین و نعم الامیر
امیری حسین و نعم الامیر
میدونم با گناه دل تو رو لرزوندم
اگرچه با بدی تو رو از خودم روندم
بگیر دست منو حالا که تو راه موندم
درستش کن خراب کردم
روی لطفت حساب کردم
دوای منه زیارت تو
نیاز منه شفاعت تو
برام بنویس شبیه حبیب
بخر منو هم حسین غریب
حسین غریب حسین غریب
یه کاری کن آقا که منم بشم خالص
یه کاری کن منم بشم شبیه عابس
شهیدم کن دیگه به جون گل نرگس
توی گریه دلم واشد
دلم تنگ شهیدا شد
حسین جانم
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_نهم_سال96
#گریه_کردم_مطهرم_کردند
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
گریه كردم مُطَهّرم كردند
پاكْ مانند ساغرم كردند
اسم تو آمد و دلم پَر زد
به گمانم كبوترم كردند
با نگاهی ز چشم نافذ تو
خاكْ بودم ولی زرم كردند
پدر و مادرم همان اول
نذرِ اولاد حیدرم كردند
تا كه گفتم مُحبِّ عباسم
دلِ آلوده را حرم كردند
شك ندارم كه این محبت را
به دعاهای مادرم كردند
سالیانی است آبرو دارم
سالیانیست نوكرم كردند
یَابْنَ امُّ البنین دعایم كن
باز در علقمه صدایم كن
دست بر سینه رو به كرب و بلا
السلام علیك یا سقا
قمر خانوادۀ خورشید
صدقه دارد این قد و بالا
پسر چهارمِ امیر حُنین
دست بر سینۀ بنی الزهرا
چشم و ابروی تو سپاه حسین
كاشف الكرب سید الشهدا
سیزده ساله فاتح صفین
سومین بچهْ شیرِ، شیرِ خدا
ارمنی ها مُرید نام تواند
شاهدم سفره های تاسوعا
نامِ تو هم ردیف یا فَتّاح
چشمهایت مُفَرِّجُ الغَمّاء
تو كه هستی، حسین هم آخر
شد پناهنده بر تو عاشورا
سایبانِ مُخَدّراتِ حرم
پشتْ گرمیِّ زینب كُبری
إعطِنی یا كریم ، انا سائل
مستجیرٌ بِكَ ابوفاضل
دست گیرِ همه خدایِ ادب
دست پروردۀ امیر عرب
نسلْ در نسلْ خاك پایِ توایم
به تو دادیم دلْ نَسَبْ به نسبْ
سفره ات بهر سائلان پهن است
صورتت شیر و خالِ تو ، چو رطب
می كند زنده یاد حیدر را
چین پیشانی ات به وقت غضب
اسدالله كربلا ، عباس
بِنِشین با وقار بر مركب
قد كشیدی همینكه روی اسب
لشكر كوفیان كشید عقب
تا تو بودی سفر به خیر گذشت
ای نگهبان محمل زینب
تا تو بودی رباب اصغر داشت
غرق بوسه سپیدی غب غب
تا تو بودی ندید یك مادر
طفلش از تشنگی كند لب لب
تا تو بودی رقیه معجر داشت
روی دوش تو خواب بود هر شب
تا تو بودی كسی اجازه نداشت
بزند چوب خیزران بر لب
رفتی بر غرورها برخورد
دست نامحرمان به معجر خورد
وای از لحظه ای كه غوغا شد
رفتی و در خیام بلوا شد
دختری مشك آب دستت داد
بر دعا دست عمه بالا شد
سایه ات بین نخل ها گم شد
پسر فاطمه چه تنها شد
تا رسیدی كنار نهر فرات
علقمه در مقابلت پا شد
تا قیامت خجل ز لبهایت
خنكی های آب دریا شد
جانب خیمه راه افتادی
فكر و ذكرت لبان آقا شد
در كمینت چهار هزار نفر
تیرها در كمان مهیّا شد
قدُّ و بالات كار دستت داد
چند صد تیر در تنت جا شد
بی هوا دستِ راستت افتاد
دست چپ هم شكارِ اعدا شد
حرمله در شكارِ چشم آمد
هدفش چشم های زیبا شد
نوكِ تیر از سرِ تو بیرون زد
تا پرش بین دیده ات جا شد
خواستی تیر را برون بكِشی
گردنت خم به سوی پاها شد
از سرِ تو كلاه خود افتاد
یك نفر با عمود پیدا شد
آنچنان ضربه زد به فرقِ سرت
تا سر چینِ ابرویت وا شد
وای بی دست بر زمین خوردی
سجده گاه تو خاكِ صحرا شد
تیرهایِ كمی فرو رفته
خوب بر جسمِ اطهرت جا شد
بعدِ سی سال یا اخا گفتی
عاقبت زائر تو زهرا شد
دورتر از تنت حسین افتاد
همه دیدند قامتش تا شد
گفت عباس خیز و كاری كن
رویِ لشگر به خواهرم وا شد
دَمِ خیمه زمان غارت ها
سرِ یك گوشواره دعوا شد
سند ارث بُردن از زهرا
با لگد بر سکینه امضا شد
پاسخ اَیْنَ عمّیَ العباس
سیلی چند بی سر و پا شد...
گرچه روبه روش سی هزار نفر بودن
همینکه بچه ها میومدن بیرون میدیدن عباس هست
خیالشون راحت میشد
یعنی مث کوه بودن ابوالفضل
همه بهش امید داشتن
شاعر میگه روزی حسینم گفت به ابولفضل
گفتم استغفروالله
مگه میشه معصوم به غیر معصوم رو بزنه
قلممو انداخت
شب تو عام رویا ابی عبدالله اومد تو خوابم
گفت چرا شعرتو ادامه ندادی
گفت آقا شاید کفر باشه
بنویس منم امیدم ابوالفضل بود
پشت پناه حسینم ابوالفضل بود بنویس
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
عباس هم میخواست داغ جوان ببینه
اول برادراشو بفرسته
سه تا برادر داغشون به دل عباس نشست
حالا میخواد خودش بره
رفت پیش ابی عبدالله
گفت ضاق صدری
آقاجان دیگه سینم سنگ شده
همینطور که خواست اجازه بگیره
سکینه اومد جلو گفت عمو بچه ها تشنه ان
دست عموشو گرفت بیا یه چیزی نشونت بدم
تا پرده ی خیمه رو زد کنار
دیدن عباس این کوه صبر داره واسه اولین بار پیش
بچه ها داره گریه میکنه
چی دید مگه دید این بچه ها لباساشونو بالا زدن
این شکمارو به خاک میکشن
عباس دیگه این صحنه رو دید
ابی عبدالله گفت عباس بیا بریم آب بیاریم
تنها کسی که موقع وداع با زن ها خداحافظی نکرد
ابوالفضله
میدونی چرا چون همه میدونستن عباس بره بدون مشک آب
بر نمیگرده
اما راوی دیدن تنها کسی که باهم خداحافظی کردن
عباس و حسین بود
اینقد گریه کردن غش کردن
بعد پیشانی ابی عبدالله رو بوسید رشیده
هروقت ابی عبدالله میخواست عباس و ببینه عباس عقب وا میستاد
تا به سختی نگاه نکنه
ادب ابوالفضله
هرجا میدید حسین نشسته ابوالفضل نمنشست
هرجا حسین راه میرفت یه قدم عقب تر راه میرفت
فقط میگفت سیدی و مولا برادر نگفت
پیشانی رو بوسید
دوتا برادر سوار مرکب شدن باهم برن
تمام لشکر مثل ملخ فرار میکردن
عمر سعد گفت مردم
اگه میخواید جنگ تموم بشه بینشون جدایی بندازین
گردو غبار افتاد جدا شدند
زد به دل لشکر راه نخلستان انتخاب کرد
مشک و آب پر کرد
دستشو کرد تو آب
آنی عباس از امام خودش غافل نبود
این جفاست بگن که میخواست آب بخوره
میخواسته بگه مردم من میتونم آب بخورم اما میخوام واسه آقام باید ببرم
یک نقل دیگه هم هست میخواست به اسب نشون بده
تال اون سیراب بشه تلف نشه
یه نقل دیگه هم هست فذکر تذکر به آب داد
یعنی آب خجالت بکش حسین تشنست
رقیه تسنست
علی اصغر داره بال بال میزنه
من فقط نقل ها رو میگم
مشک و به دوش انداخت
اروم اروم راه افتاد
شمشیر به دست میتاخت
اگه با شمشیر بودن کسی حریفش نمیشد
وقتی جنگ نامردی باشه
چهارهزارتا تیرانداز به
یه هدف میزدنن
حکیم بن توقیل کمین کرد
زد دست ابوالفضل و
آقا رجز خوند
اومد جلو تر یکی دیگه کمین کرد
دست چپ و زد
مشک و به دندون گرفته
دیگه اصل روضه
اونقد تیر باران کردن
نوشتن ابالقربه
دیدی وقتی بارون میاد بچه رو دستته
بچه رو یجوری میگیری بارون به بچه نخوره
دیدن ابوالفضلم مشکو یه جوری گرفته بود
که تیر به مشک نخوره
سرشو پایین آورد
صدای عمر سعد میخواین کار تموم بشه
مشکو بزنین
مشکو به سینش دوختن
تا تو مشک آب داش عباس امید داشت
آب و برسونه
اوج روضه
اما همین که تیر به مشکش خورد
دید آب میریزه
دیدن دیگه منتظر مرگ بود بیاین
دیگه عباس روی برگشتن نداره
یه تیر به چشمش زدن
دوزانو رو بالا اورد
تیرو از چشمش بیرون کشید
کلاه خود افتاد
دیدن یکی اومد جلو عباس
پا به رکاب عباس گذاشت
گفت عباس تویی از صبح همه رو معطل کردی
گفت یه موقعی اومدی که من دست ندارم
گفت تو دست نداری من که دارم
یه ناسزا به عباس گفت
عباس جوابشو نداد
اما نامرد آنچنان عمودو زد به سر عباس
ای وای همچین که عمود و زد عباس افتاد رو زمین
تیرها دوباره به بدن عباس فرو رفت
اجازه بده من بگم
تا حسین بیاد یه عده فرصت کردن نیزه زدن
تا ابی عبدالله اومد همه فرار کردن
اومد سر عباس و به زانو گرفت
دیدن عباس سرشو میکشه عقب میزاره زمین
دلم میخواد سرت رو زانوم باشه
آقا تو مولای منی من سرم رو زانوت باشه
اما ساعتی دیگه تو گودال قتلگاه کسی نیست سرتو به زانو بگیره
روضه ی سبکی
تو بودی همیشه کنارم ابوالفضل
تو رفتی برادر ندارم ابوالفضل
نه حتی تو فکرم نبود اینکه باید
تو رو اینجا تنها بزارم ابوالفضل
سرت رو بلند کن ببینم چشاتو
ترک خورده لب هات ببینم لباتو
میمیره رقیه میمیره سکینه
یه وقت بر نگردم اگه دیگه با تو
ببین مادرم رو کنارت نشسته
نشسته کنارت یه پهلو شکسته
ببین که عدو چی برات دست و پا کرد
عمودی سرت زد که ابروتو وا کرد
همینقد بگم که توی این همه غم
غم تو برادر قدم رو دوتا کرد
پاشو ساقیه من چرا پس نشستی
بریم خیمه داداش همینجور که هستی
تو از پا بشینی همه اهل خیمه
باید معجرارو بگیرن دو دستی
پاشو ای علمدار که دارن میخندن
پاشو دست زینب رو میخوان ببندن
عباس داره گریه میکنه
گفت داداش تا زندم منو خیمه نبر
آقا من به بچه هات قول آب دادم
اما دیگه الان مشکم خالیه
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_نهم_سال96
#خوشبحال_رقیه
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
خوش به حال رقیه که تو عموشی عباس
صدقه میده وقتی* زره میپوشی عباس*2
قربون روی ماهت یا قمرالعشیره
خدا تو رو یه لحظه *از این حرم نگیره*2
وای داری میری کجا وای از دل خیمه ها
وای عموجون زود بیا وای ابوالفضل
وای میری سمت فرات وای نگرانم برات
وای چرا خیسه چشات وای ابوالفضل
عمو ابالفضل صدای آب رو میشنوم
عمو ابوالفضل پشت سرتو میدوم
عمو ابوالفضل ببر منو بده نشون
عمو ابوالفضل شاید بسوزه دلشون
عمو ابوالفضل فدای مهربونیات
عمو ابوالفضل فدای خشکی لبات
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کجای راهی الان میبینی شط آبو
بگو بهش شکستی *خیلی دل ربابو*2
حتی با ابرا قهرم آشتی نمیکنم زود
بارون اگه میومد *عموم الان پیشم بود*2
وای جون بابام قسم وای بیاد دلواپسم
وای بی تو من بی کسم وای ابوالفضل
وای بیقرارن همه وای جدتی فاطمه
وای از دل علقمه وای ابوالفضل
عمو ابوالفضل تو خیمه اشک نم نمه
عمو ابوالفضل فدا سرت که تشنمه
عمو ابوالفضل فدا سرت نخوردم آب
عمو ابوالفضل بیا بخاطر رباب
عمو ابوالفضل فدای مهربونیات
عمو ابوالفضل فدای خشکی لبات
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بابا داره میاد و کمرشم شکسته
تازه یه بغض سنگین راه گلوشو بسته
از تو چشاش میخونم دست بریده دیده
علم روی خاکو مشک دریده دیده
وای یل ام البنین وای چرا خوردی زمین
وای حرمله در کمین وای ابوالفضل
وای حرم آواره شد وای عمه بیچاره شد
وای چادرم پاره شد وای ابوالفضل
عمو ابوالفضل تو رو چطور زمین زدن
عمو ابوالفضل عمود آهنین زدن
عمو ابوالفضل فقط شنیدم آب شدی
عمو ابوالفضل شرمنده ی رباب شدی
عمو ابوالفضل فدای مهربونیات
عمو ابوالفضل فدای خشکی لبات
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#تک_شب_نهم_سال96
#من_شیر_جنگاور_این_سپاهم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
رجز شب نهم
انا ابن الحیدر..
من شیر جنگاور این سپاهم اباالفضل
شمس حرم حسین و من چو ماهم اباالفضل
واللهُ إن قطعتموا یمینی اباالفضل
آب آور و پناه خیمه گاهم اباالفضل
غرشم چو طوفان
ضربه ام چو رعدو
میرسد نوبته
عمر بن سعدو
انا ابن الحیدر
_
اناابن الحیدری هاشمی نسب اباالفضل
نجل النبی وابن قتال العرب ابالفضل
انی احامی ابدا عن دینی ابالفضل
وافتخری انی کفیل الزینب ابالفضل
دلم همچو دریا
سقای مولا
بگیرم انتقام بی بی زهرا
انا ابن الحیدر
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_نهم_سال96
#بلندشو_علمدارم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بلند شو علمدار
علم رو بلند کن
بازم پرچم این
حرم رو بلند کن
واسه بچه هایی که چشم انتظارن
میخوان مثل من سر به شونت بذارن
واسم تکیه گاهی
به تو تکیه کردم
تو از خیمه رفتی
چه قدر گریه کردم
نبینم که داری
به هق هق میوفتی
بهم تا به امروز
برادر نگفتی
یه دل سیر بهم بگو برادر
میخوام صدات بپیچه توی لشگر
شاید فقط زینب کنه گلایه
بگه چرا بهش نگفتی خواهر
ای نور عین برادر خوبه حسین
شهید مقطوع الیدین
ای با وفا
سقای دشت کربلا
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
صداتو بلند کن
بفهمن که هستی
هنوز زنده ای و چشاتو نبستی
واسه اون نگاهی که مونده به راهت
امیدواره الان دم خیمه گاهت
سکینه سراغ عموشو میگیره
یه شیش ماهه دارم
که داره میمیره
جواب رباب و
چی میدی اباالفضل
مگه گریاهاشو
ندیدی ابالفضل
رباب الان ایستاده زیر آفتاب
پس پشت ابر چرا نمیره آفتاب
پاشو بریم دیگه دارم میترسم
جون رقیمو بگیره آفتاب
برادرم تو رو به جون دخترم
پاشو بیا بریم حرم
ای باوفا
سقای دشت کربلا
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بلند شو علمدار
به این آه جانسوز
به کری چشم اونایی که امروز
توی فکر خلال
تو فکر کنیزن
میخوان آبروی حسین رو بریزن
میخوان زینبم رو
بدن زجر و آزار
توی شام و کوفه توی کوچه بازار
تو جمع یه عده زنای یهودی
تو بزن شرابی که میرن به زودی
زینب الان دلشوره داره عباس
حق داره که طاقت نیاره عباس
گفتم بهش میبرنت اسارت
بهم میگفت مگه میذاره عباس
برادرم پاشو پناه خواهرم
تورو به خیمه میبرم
ای باوفا سقای دشت کربلا
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_اول_شب_نهم_سال96
#قمرالعشیره
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
قمرالعشیره ماهِ بنِ الزهرا
وزیر لشکر و ساقی العطاشا
تشنه ی مشکت لب های صدها دریا
علم تو محشر تا محشر پا برجا
ابوالفضل طوفان ابوالضل محشر
جاری در رگهایت خون حیدر
میر لشکر و سرداری سپهداری
شده تیر چشمان تو کاری
چه دلداری
بنازم چون بابایت کراری
علمداری
میرحرم یا ابوفاضل
صاحب علم یا ابوفاضل
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بی قرار توام تو قلبم غوغاست
روی تو غیرت دارم تو چشام پیداست
علم تو رو دوش نوکرها بالاست
نقش پیشونی بند من عبدالعباس
ابوالفضل ای جان ابوالفضل جانا
من به دستانت محتاجم آقا
سایه ی روسرم عباس محترم عباس
تویی تسبیح مادرم عباس
سرورم عباس تویی مدافع حرم عباس
نوکرم عباس
ای مه لقا یا ابوفاضل
صاحب لوا یا ابوفاضل
میرحرم یا ابوفاضل
صاحب علم یا ابوفاضل
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_دوم_شب_نهم_سال96
#ماسینه_زن_زهراییم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ما سینه زنِ زهراییم
ما گریه کن مولاییم
ما اهل حسین آبادیم
ما در صف عاشوراییم
ما غصه و داغ کوچه بر دل داریم
با یاد مدینه روز و شب میباریم
یا زهرا
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ما مردم ایران هستیم
از خاک دلیران هستیم
با پیرجماران بودیم
در خط شهیدان هستیم
تا جان به تن هست پای ولی میمانیم
ما فدایی سیدعلی میمانیم
یا حیدر
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ای دشمن دین میدانی
ماییم و رگ ایرانی
کاری بکنیم روز جهاد
انگشت به دهن میمانی
ما جان به کف و عاشق مکتب هستیم
ما مدافع حریم زینب هستیم
یا زینب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
هنگام حضور نزدیک است
این مسیر دور نزدیک است
ای منتظران آماده
ایام ظهور نزدیک است
آخر شب غصه ها سحر میگردد
مهدی به میان شیعه بر میگردد
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۰۹.۱۰.۱۷ ۰۱:۳۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_شب_نهم_سال96
#به_هوای_تو_اطمینان_دارم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
به هوای تو اطمینان دارم
به وفای تو اطمینان دارم
بیشتر از دعای مادرم آقا
به دعای تو اطمینان دارم
تو دعا کردی حبیب و بریر و
تو به کربلا کشوندی زهیرو
دستای خالیمو کن پر مثل حر
خوبیاتو نمیشه کرد تصور
ای عشقت هدف
ای مظهر شرف
توی خیمتم
دارم علم به کف
خونم کربلا
میخونمه نجف
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
به تو و کرمت ایمان دارم
به پر علمت ایمان دارم
دلمو به ضریحت میبندم
آخه به حرمت ایمان دارم
خیلی دلتنگتم ارباب دلم آب
میخورم غبطه به اصحاب دلم آب
تو جنون دادی به جون و به عابس
عشقو تو زندگی می کنم حس
شور محشری
اشکامو میخری
خوشحالم از این
سالهای نوکری
سامون دلم
سالار و سروری
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
با نگات به خدا آروم میشم
با یه کرببلا آروم میشم
اگه میگیره قلبم میدونم
بگی روضه بیا آروم میشم
دادی روزیمو به دست اباالفضل
در خونشو نبسته اباالفضل
به فدای علی اکبر جوونیم
نفس آقا بده بیشتر بخونیم
شاه عالمین
لبیک یا حسین
داره میزنه
قلبم به شور و شین
ایستادم الان
تو بین الحرمین
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_دهم_سال96
#نمونده_برادر_دیگه_راه_چاره
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
نمونده برادر دیگه راه چاره
دلت کوه درده دلم بیقراره
دلم خیلی میخواد که روتو ببوسم
بزار جای مادر گلوتو ببوسم
چرا مثل ابره بهاری میباری
رو احساس زینب داری پا میزاری
نگو دیگه فردا هوامو نداری
صدات میزنم حیف صدامو نداری
دو سه ساعت پیش یه کابوسی دیدم
دیدم که سرت رفت منم دیر رسیدم
دیدم توی خوابم لباساتو کندن
یه عده حرومی به اشکم میخندن
حسین...
نشستن کمینت بشن دست و پا گیر
یه عده با دشنه یه عده با شمشیر
یه عده با تیرو یه عده با نیزه
نگو مال فرداس که قلبم میلرزه
دیدم توی خوابم که روزم سیاهه
داداش غریبم توی قتلگاهه
دیدم توی گودال به صورت فتادی
دیدم به یه نیزه داداش تکیه دادی
میدونم که قاتل با خنجر رسیده
میبینم که خنجر به حنجر رسیده
چقدر میزنه موج غضب تو نگاهش
میشینه توی سینت با چکمه سیاهش
میشی غرق در خون بمیرم داداشم
تو میپاشی از هم من از غم میپاشم
میدونم محاله برات سر بزارم
برا خواهر تو برادر بزارم
تو فکر خیامم تو فکر غنیمت
ولی کاش اقلا یه معجر بزارن
تو میری میمونه غم کوفه واسم
من این کوفیا رو زیاد میشناسم
میشه سهم زینب یه عالم جسارت
میپوشم پس از تو لباس اسارت
حسین....
صدا زد یا مسلم یا هانی یا حبیب مظاهر
چه تون شده حسین صداتون میزنه جواب حسینو نمیدین
از خوابتون بیدار بشین
این نامردا رو از دور حرم شما دور کنین
تا ابی عبدالله این ندا رو داد جنازه همه ی شهدا شروع کرد
به لرزیدن
یعنی حسین جان اراده کنی بر میگردیم
همهچی که همه ی یارای حضرت رفتن
صدای ابی عبدالله بلند شد
زن ها تو خیمه دیدن هیچکی
جواب حسینو نداد
صدای گریه ملائک بلند شد
ملائک گفتن خدایا این حسینو دارن میکشنش
اجازه بده بریم یاریش کنیم
ندا از آسمون اومد
تا همین جاشم عزیزاتو کشتن
دیگه ما قبول کردیم
دیگه بقیشو خودت میدونی
اگه جان ندی در راه ما چیزی از اجرت کم نمیشه
صدا زد خدایا میخوام در راه تو جاری در خون ببینم
همه عزیزام رفتن..
اومد تو خیمه ی امام سجاد دید داره حضرت در تب میشوزه
شروع کرد آرام آرام دست کشیدن پسرش چشماشو واکرد
دید امامش اومده بالا سرش
صدا زد عمه کمکم کن بشینم
عمه حجت خدا اومده تو خیمه ی من
نشست به زحمت
صدا زد عموتو کشتن
علی اکبرم کشتن
حبیب رو هم کشتن
یکی یکی رو صدا زد
یکی یکی میگفت قتل
صدا زد عمه زینب شمشیر منو بیار
ابی عبدالله فرمود همینقد
بگم به جز منو تو دیگه مردی نمونده
امام سجاد صدا زد عمه شمشیر منو بیار
صدا زد زینب جان بگیرش
این بره زمین از حجت خدا خالی میشه
آقا وداع امامت رو منتقل کرد
گفت زینب جان برو تو خیمه ی زنا
ابی عبدالله رفت تو خیمه ی زنا
دید کوه صبر شروع کرد به گریه کردن
دید بعضی ها چادر به کمر بستن
نقاب زدن یکی چوب دستشه
یعنی آقا رو ما حساب کن
همه منتظرن تو اشاره کنی
خدا جنگو از زنا برداشته
برید به جای این که منو کمک کنید
لباس اسارت به تن کنین
صدا زد از این به بعد شما
رو مث کنیزا تو شهرا میگردونن
ابی عبدالله از خیمه زنا اومد بیرون
رفقا من یه چیز بگم
یزید ملعون گفت شمر
جایی دلت واسه پسر زهرا سوخت
دیدم حسین از خیمه اومد بیرون
دیدم یه دختری پای حسینو گرفته
میگه بابا نرو مارو مدینه برگردون
آقا فرمود منو آتیش نزن
دخترم باباتو کباب نکن
ابی عبدالله به هر نحوی بود همه رو آروم کرد
ندیدم کسی رو که عزیزاشو از دست داده باشه
انگار نه انگار غم به دلش نشسته
این کوه صلابتش بیشتر میشد
اما فقط یه نفر میتونه این کوه رو به تلاطم بندازه
ذوالجناح رو آماده کردن ابی عبدالله لباس پیغمبر و به تن کرد
نیزه ی جعفر طیار به دست گرفت
آماده ی رزم ابی عبدالله
اما یه وقت دیدن یه صدایی
از پشت میاد
مهلا مهلا یابن الزهرا
میخواد دل ببره میگه زهرا
نگفت برادر
یعنی تو رو به مادرت قسم یه لحظه بیا زینب کارت داره
ابی عبدالله گفت جانم زینب
دیدن میگه جدمون از ما بهتر بود و رفت
بابام علی از ما بهتر بود و رفت
مادرمون زهرا رو کشتن
داداشمون حسن بهتر بود و رفت
همه جا گفتم حسین هست
دلخوشیم تو بودی داداش
یجوری زینبو آروم کن
گفت داداش سرتو بالا بگیر
خودشو چسبوند به رگ های برادر
گفت داداش مادر وصیت کرده بود تو کربلا من رگهاتو ببوسم
سوار مرکب شد با هیبت حیدری
اصلا انگار نه انگار داغ دیده
جنگ ابی عبدالله داستانش مفصله
به دل لشکر میزد مثل شیری که گرگ ها فرار میکردن
اصلا یه جمله
تا روز عاشورا مثل شجاعت امیرالمومنین
بود اما بعد کربلا مثل عرب عوض شد
همه حسین و مثال میزند
بمیرم برات حسین
یه جا داره ابی عبدالله خودشو به فرات رسوند
میخواستن اذیت کنن
گفتن تو میخوای آب بخوری خیمه هات در خطره
میگفت لاحول ولا قوه الا بالله
یعنی حسین زندس
کم کم زخم ها زیاد شد بدن به تحلیل رفت
حالا ابی عبدالله سوار بر اسبه
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
ذوالجناح احساس کرد حسین داره از راست بیوفته اسب خودشو به راست
شد جند بار تکرار شد
آقا ذوالجناح رو توجیه کرد بزار بیفتم
یه نقل دیگه هست
نیزه به بدن ابی عبدالله زدن
ذوالجناح زانو زد یعنی آقا اگه میتونی سوار شو
عمر سعد دید خیلی میفهمه میخوامش
مگه سواری میده چند نفرو به درک واصل کرد
عمر سعد گفت ولش کنین ببینیم چیکار میکنه
دیدن دور حسین میگرده
خم میشه تیرو از بدن میکشه
ذوالجناح رفت سمت خیمه
تو ناحیه حسین جان تو زنده بودی اسب ها به بدنت
تاختن
اونایی که اسب دارن کارشون اینه از اونا سوال کردن
بگین ببینم امکان داره اسب بی هوا رو بدن انسان راه بره
الا فقط یه حالت که صاحب بیاد رو بدن راه بره
این اسب جسارت کنه
حالا این اسب رفت خیمه
بچه ها گفتن جان بابا اومده
دیدن ذوالجناح واژگونه
همه گفتن وا محمدا
دور ذوالجناح رو گرفتن
یکی میگفت بابام کجاس
یکی میگفت پسر زهرا رو کشتن
سکینه اومد جلو ذوالجناح
گفت بابامو کشتن آره با لب تشنه
ذوالجناح همه رو برد سمت گودال
زینب چادر به پاش گیر کرده
فک میکنه زینب راحت اومد
دور گودال کف میزدن
زینب مردا رو کنار میزد برید کنار من حسینو ببینم
تا اومد بالای گودال دید نیزه دار نیزه میزنه
یه نقل بگم
دیدن زینب اومد تو گودال همه بالا ایستادن
اومد طرف جنازه حسین
به زور بلند کرد شمشیر و داد دست حسین
گفت داداش بلند شو اینا الان میان سمت خیمه ها
دیدن شمر اومد جلو تازیانه به دست
اول زینب و زد
بی بی رو برگردوندن
ابی عبدالله اشاره کرد خواهر برگرد
اومد بالای گودال
دیدن کستن حسین تفریح شده
او میدوید و من میدوم
اون سوی مقتل من سوی قاتل
او میکشیدو من میکشیدم
و شمرعلی جالس نفس مادرش گرفت
سر را برید رو به روی خواهرش گرفت
سیدنا المظلوم سیدالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
اومد تو خیمه ی امام سجاد گفت برادر زاده
چرا داره میلرزه زمین
پرده ی خیمه رو زد بالا
گفت عمه چی میبینی
یه سواری داری دور گودال میگرده
گفت اون جبرییله بیچارزه شده از روضه ی حسین
گفت دیگه چی میبینی
یه خانم میبینم هی میوفته هی بلند میشه
بلند میشه دست به پهلو میگیره
صدا زد عمه اون مادرت فاطمست
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_دهم_سال96
#سیدناالمظلوم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
سیدنا المظلوم سیدنالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
خستگی از بدنت میریزه
داره نیزه به تنت میریزه
مگه چی گفتی عدو سنگت زد
داره خود از دهنت میریزه
سیدنا المظلوم سیدنالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
گرد و خاک از سپرت میریزه
العطش از جگرت میریزه
مگه گودال چقدر جا داره
یه سپاه داره سرت میریزه
حسین من ای کاش جای سرت داداش
میبریدن سرم سرم سرم سرم
رقیه اشکاشو نگاه کنو پاشو
بیا بریم حرم حرم حرم حرم
سیدنا المظلوم سیدنالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
باشه من میرم دلت میگیره
داره کاره قاتلت میگیره
این همونیه که گفتی زینب
جونمو مقابلت میگیره
پشت و پناه من هلال ماه من
بریده شد سرت سرت سرت سرت
دوازده ضربه پیش نگاه من
بریده شد سرت سرت سرت سرت
سیدنا المظلوم سیدنالعطشان
سیدنا الغریب غریب غریب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_دوم_شب_دهمم_سال_96
#حاج_محمد_رضا_بذری
#مونده_روی_زمین
—------------------------------
@mohammadrezabazri
—------------------------------
مونده روی زمین ، پیکر تو رها
السلام علی من دَفَنَ اهل قُری
خواهرت اگه نیست رفته شام بلا
ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا
"سیدالشهدا ، سیدالشهدا
سیدالشهدا یا مقطع الاعضا"
سپردمت به خدا و به ریگ های بیابان
سپردمت به غبار و به خارهای مغیلان
سپردمت به وحوش و به شیران درنده
به مردمان دهاتی به آهوان پریشان
همه منتظرن ، مادرش برسه
کاش صدای برادر به خواهرش برسه
دست قاتل اگه ، به سرش برسه
آخ خدا به داد موی دخترش برسه
"سیدالشهدا ، سیدالشهدا
سیدالشهدا یا مقطع الاعضا"
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
به گوش خاک سپردم تو را بپوشاند
بد است اینکه ببیند تو را عریان
به باد گفتم اگر شد مرتبت بکند
فتاده به صحرا به خاک خون غلتان
ماه نیزهنشین ، شمع روشن من
بیتو مرگه برا من نفس کشیدن من
زخمیه تن تو ، زخمیه تن من
غم نخور اگه آتیش گرفته دامن من
"سیدالشهدا ، سیدالشهدا
سیدالشهدا یا مقطع الاعضا"
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_دهم_سال96
#نمیتونم_آروم_بشم_ای_قرارم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
نمیتونم آروم بشم ای قرارم
واسم سخته فکرش نباشی کنارم
از اون روز که رو تو چشامو گشودم
تو هر جا که بودی منم با تو بودم
از اون اولین بار که اسمتو بردم
همش غصه ی دوری تو میخوردم
میرفتی به مسجد تا برگردی خونه
چقدر گریه کردم برات بی بهونه
یادته تو آتیش خونه و در
تو تکیه گاه من شدی برادر
اومدی زود چشامو تو گرفتی
تا نبینم روی زمینه مادر
ای عشق من زینبتو کفن کنن
چیزی بگو حرفی بزن
بیا بمون داداش تو رو خدا بمون
میدونی برا من تو تسکین دردی
قوی باش عزیزم خودت یک پا مردی
برا اهل خیمه خودت تکیه گاهی
اگه من نبودم خودت یک سپاهی
همیشه رقیه کنارت بمونه
بگو قصه واسش نگیره بهونه
نگم از سکینه نگم از سکینه
میمیره عموشو رو نیزه ببینه
گوش کن میاد صدا ربابه خواهر
داره میگه لالایی واسه اصغر
فردا غروب دیگه باید بخونه
لالالالا برای طفل بی سر
ای نور عین دلشورتو داره حسین
بردی منو به زیر دین
ای خواهرم بودی به جای مادرم
قبوله برادر تو هر چی که گفتی
ولی من میمیرم ز مرکب بیوفتی
چجوری ببینم میشه زارو بی حال
پا میشی میوفتی توی شیب گودال
شلوغه کنارت پر از ازدحامه
دل ولی تو شلوغیه شامه
پا میشی و تکیه زدی روی بازوت
میادو میکوبه یه نیزه به پهلوت
چجور باید اینو ببینه خواهر
با نوک خنجرش زده به حنجر
تا برسم دیگه سرت رو بردن
یکی میگه ای وای غریب مادر
فدات حسین داره میاد صدات حسین
قربون گریه هات حسین
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_اول_شب_دهم_سال96
#روزایی_که_عاشقم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
روزایی که عاشقم بهترم پر میزنه دلم حرم
تا که بیاد اسمتو رو لبم ابری میشه چشم ترم
.
منمو نگاه ِ تو ، راه ِ تو میکشه منو تا کجا
الهی که تا ابد دلبرم کم نشه سایه ات از سرم
.
من مجنونم میگیره دلم برات
پر میزنه تو هوات
دور و بر ِ کربلات
.
باز میخونم اسمتو روی لبم
شده نماز ِ شبم
اینکه بزنم صدات
.
به زیر بارونم ، دوباره مجنونم
زیارت نامه ام رو ، روبروت میخونم
.
میزنم دلو به دریا ، تورو میبینم تو رویا
السلام علی الارباب ، من غلامم تویی آقا
.
یا حسین مولانا حسین
.—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
دوباره قدم قدم تا خدا دل شده با تو آشنا
عمود ِ هزار و یک زائرا دور ِ همه ی عاشقا
.
با چای ِ تازه دم موکبا مستیه ما چه راحته
مسیر بهشت ِ حق مستقیم از نجفه تا کربلا
.
پای ِ خسته میرسه هر ثانیه ، اینجا یه مهمانیه که مادرش بانیه
این شور و حال ِ ارثیه زینبه ، عظمت مکتبه ، ارتش ِ جهانیه
.
این ارادت عشقه ، به تو خدمت عشقه
اربعین تو صحنت ، یه زیارت عشقه
.
اگه پر تاول ِ پاهام ، یا رقیه اس روی ِ لبهام
السلام علی الارباب ، رسیدم به آرزوهام
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_دوم_شب_دهم_سال96
#مث_مجنون
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
مثه مجنون که جنونی شده ام
نه زبونی، دل وجونی شده ام
دیگه هم شهری سلمانو ببخش
اگه باتو خودمونی شده ام
خودمونیم، عجب کرببلایی
عجب صحن وسرایی داری
خودمونیم، چه آب و چه هوایی
چه خاک و چه شفایی داری
خودمونیم، غریبی ولی هرجا
که دیدیم آشنایی داری
چه صفایی داری ، سینه زنایی داری
چه قتیل العبرات ، اهل بکایی داری
چه بهایی داری ، خیلی فدایی داری
به چه اسمی چه من اسمه دوایی داری
ای که هفتادو اهل وفایی داری
سید اهل کساء عجب ایی داری
چه خدایی داری ، چه خون بهایی داری
ما یه شاه تو یه عالم به گدایی داری
"آقام آقام، آقام، تو رو میخوام"
دلی که بوی کبابش میرسه
عشق داره به حسابش میرسه
این چه ذکریه که تا میگم حسین
هفت پشتم به ثوابش میرسه
خودمونیم، چه نامی تو اسامی
چه شأنی چه مقامی داری
خودمونیم، به کام همه هستی
چه تربتِ به کامی داری
خودمونیم، همش حرفه توئه چه
نفوذِ در کلامی داری
چه مرامی داری ، عبد گرامی داری
نشده یادت بره یه جا غلامی داری
همه میگن غلام ، عجب امامی داری
دیگه پیش هرکی عزت احترامی داری
مست ذکر توأم حسین چه جامی داری
حس آرامش من چه التیامی داری
شاه مرد قیام ، مرد قیامی داری
کاشکی باشیم ببینیم چه انتقامی داری
"آقام آقام، آقام، تو رو میخوام"
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شوراول_شب_دهم_سال96
#میریزه_اشکام_دونه_دونه
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
اشکام دونه دونه میریزه
واسه اونکه واسم عزیزه
کربلا نرفته انگاری
کل سالو ماهش پاییزه
دلم خاک قدمه حسینه زیر علمه حسینه
هر دل که شکسته باشه حتما حرم حسینه
بازم وسط بهشتم امشب توی سرنوشتم
اسم تو رو قطره قطره با اشک چشام نوشتم
ارباب ارباب *کربلا نرفته ها رو دریاب*
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
از دست زمونه دلگیرم
با اسم تو آروم میگیرم
میدونم خودم که یک روزی
پای روضه ی تو میمیرم
میخوام که پر از امید شم یک نوکر روسفید شم
رودستای مهربونت پر پر بزنم شهید شم
جونم رو میدم به راهت افتاده به من نگاهت
ای کاش بشه که بریزه خونم توی قتلگاهت
شاهم شاهم *جون مادرت بده پناهم*
ارباب ارباب *کربلا نرفته ها رو دریاب*
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ارباب ارباب *کربلا نرفته ها رو دریاب*
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_دوم_شب_دهم_سال96
#لیلای_منی
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
لیلای منی مجنون توام
هر شب تو حرم مهمون توام
من باتو باشم آروم میگیرم
آرامشمو مدیون توام
سینه نزنم دیونه میشم
چون کارم اینه گریون توام
لحظات خوبمو تو هیئتاتم
مادرت به روضه ها میارتم
میدونه که عاشق زیارتم
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)2
تو روضه ی تو پر پر میزنم
با سینه زنی من در میزنم
اسم یا حسین مستم میکنه
با اسم حسین ساغر میزنم
چون عشق تو رو ریخته به دلم
بوسه به پای مادر میزنم
اسم تو دلیل استجابته
همه زندگیم به زیر قبته
آرزوی نوکرت شهادته
بیچارمو ببین آوارمو
دوری گره میزنه کارمو
خیلی آقا تورو دوست دارمو
واسه حرم خمارمو
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)2
آقا واسه من شیرینه غمت
زندم میکنه عطر حرمت
چشمای منو وا کن دوباره
به باب الحسین باز از کرمت
کاش میشد آقا میگفتی به من
هر جوری باشی من میخرمت
آقا رقص پرچمت رو دوست دارم
تو مسیحی و دمت رو دوست دارم
شبای محرمت رو دوست دارم
دیونتم گدای خونتم هرشب دم در میخونتم
تو شمعی و مثل پرونتم
من عاشقم دیونتم
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورسوم_شب_دهم_سال96
#جز_اشک_برتو
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
جز اشک بر تو سرمایه ندارم اندر این عالم
مادرت زهرا کرد انتخابم هر روزم باشد ماه محرم
همه گریانند جز نوکران تو در روز محشر
زتو میخواهم ای شاه بی سر گردم محشور با ساقی لشکر
الا ای کشته که لب تشنه بین دونهر آبی
مرانم از خیمه ی عشقم جز تو ندارم شاه و اربابی
اباعبدالله..
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورچهارم_شب_دهم_سال96
#تواین_شبا_با_چشمای_خیس
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
تو این شبها با چشم خیس و با دل پر
از آقامون رزق شهادت بگیریم
آی رفقا خیلی معطل نکنیم
اگه شهید نشیم یه روزی میمیریم
آره رفیق دل بکن از این دنیا
دنیا برای عاشقا زندونه
اگه شهید بشی تهش گلزاره
اگه نشی گوشه ی قبرستونه
آره رفیق قصه ی هیات اینه
یکی داره هممونه میبینه
خوبای جمع همیشه بالا میرن
طبیعیه آخه حسین گلچینه
توی روضت آقا جون بده رزقم رو برم
نمیخوام چیزی ازت یه شهادت تو حرم
آماده باش ای لشکر صاحب زمان
واسه نبرد دیگه باید آماده میشیم
یکی از این دوتا سعادت پیش ماست
یا کشته میشیم یا عدو رو میکشیم
آره رفیق دست خدا همراته
قدرت ما به علی برمیگرده
توی نبرد ما ذوالفقار و داریم
گیرم یکی ترقه بازی کرده
نابودی آل سعود نزدیکه
گرچه به ظاهر رقص شمشیر کردن
خودشونم خوب میدونن این روزا
توی عجب مخمصه ای گیر کردن
دلا آروم میگیره آقامون اینو میگه
دیگه اسرائیلی نیست بیست و پنج ساله دیگه
بده رزقم رو برم یه شهادت تو حرم
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۰۱:۰۷]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورپنجم_شب_دهم_سال96
#نگو_چقدر_سینه_زدم
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
نگوچقدرسینه زدم
نگوچقدر زار زدم
نگومن هرجاکه بودم
اسم توروجارزدم
بگوچقدراحترام مادرت روداری
چه حرمتی روی حرف پدرت میزاری
بگوچقدر براشون خدمت گذاری
نوکرحسین نوکرمادرشه
نوکرحسین خدا در منظرشه
خدمت به پدر همه ی باورشه
خیریعنی دعای مادر
خیریعنی رضای مادر
پیام روضه امشب ای جانا
(وبالوالدین احسانا)
این گریه وسینه زنی
خیلی مهم وعالیه
خوبه کنارش بدونیم
پیام عاشوراچیه
خون حسین میجوشه توی رگ ملت
خون حسین یعنی مرگ بهترازذلت
خون حسین داده به تمام ما عزت
نوکرحسین عاشق عدالته
نوکرحسین دشمن خیانته
نوکرحسین آرزوش شهادته
فخریعنی مرام زینب
فخریعنی کلام زینب
و گفته عمه ی سادات در شام بلا
ومارایت الا جمیلا
کاری بکن که عاقبت
نباشی شرمنده ی دین
هرجامیری اینوبدون
تویی نماینده ی دین
رفیقی که اسمت رونوکرگذاشتی
بگوچقدر وقت پای منبرگذاشتی
وای اگه که نمازت روآخرگذاشتی
نوکرحسین دنبال جهادشه
نوکرحسین دغدغش سوادشه
نوکرحسین فکرمعادشه
میدونی چیه مرام ارباب
فلسفه ی قیام ارباب
وقال مصباح الهداتی
وانی احب الصلاتی
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_یازدهم_سال96
#نبریدم_پسر_مادرم_اینجا_مانده
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
نبریدم پسر مادرم اینجا مانده
پنج تن یک تنه بر دامن زهرا مانده
هیچ کس نیست که بالای سرش گریه کند
مونس بی کسی من تک و تنها مانده
کاش میشد که لباسی برسانم به تنش
آبروی همه عریان روى صحرا مانده
بین یک گونی کهنه سر او را بردند
ته گودال ولی پیکر او جا مانده
چند باری شده گم کرده ام او را اصلاً
بس که از دور تنش مثل معما مانده
باز چشمش به که افتاد رباب غش کرده
بازهم آمده این حرمله ى وا مانده
*همه رو اروم کرد بی بی زینب
یکی میگفت تو رو خدا گوشوارمو کندن پره خونه گوشم
یکی میگفت عمه دامنم آتیش گرفت
یکی میگفت عمه معجرم رو بردن
هرکی یجور گریه میکرد
همه رو بی بی ارام کرد
همه اروم شدن
اما یه وقت دیدن تو ارامش صدای یه
از بیرون خیمه میاد
بی بی زینب اومد پشت خیمه
دید کنار یه تل خاکی رباب
نشسته هی به دلش میزنه
مادر به قربونت بره
بی بی دست روی شونش گذاشت
اینجا امن نیست
بیا برو تو خیمه
صدا زد زینب جان وقت شیر خوردنش
امروز اشتباه کردم آب خوردم
اما الان شیر دارم شیر خواره ندارم
سر شب تا سحرش میزدنش
سوخته بو دبالو پرش میزدنش
پشت خیمه رفته بود گریه کنه
جلو قبر پسرش میزدنش
شرمنده ام از غمت نمردم...
باز چشمش به که افتاد رباب غش کرده
بازهم آمده این حرمله ى وا مانده
ساربان داد مزن ما کس و کاری داریم
ساربان راه مرو همسفر ما مانده
برسانید خبر را به علمدار حرم
چادر زینب تو زیر لگدها مانده
ناقه زانو زده تا اینکه سوارش بشوم
چشم من سمت علی اکبرم اما مانده
میخواستم از غارت خیمه ها بگم
صرف نظر کردم
گاهی روضه خونا میخونن و نمیتونن بگن
رفقا خندق کنده بودن دوره خیمه ها رو
راه ورود محدود بود
این نامردا با اسباشون میومدن این بچه ها
باید از همین راه فرار میکردن
بخدا بعضی از این بچه ها جون دادن
همه فرار کرده بودن توی این بیابون
عمرسعد دستور داد همه ی بچه ها رو جمع کردن
یکی گفت عمر سعد اگه میخوای بچه ها زنده بمونن
بهشون آب برسون
اینا دارن هلاک میشن
یه مشک آبو انداخت وسط این بچه ها
آب ریختن روی ظرف دادن به اولی
نگاه کردو نخورد
داد به بعدی اونم نخورد
ظرف آخر آب رسید به رقیه
دیدن آب و گرفت رفت
سمت گودال کجا داری میری؟
گفت یه مقدار به بابام آب برسونم
مگه فراموش میکنم
اون موقعی که بوسید منو
صورتم سوخت
بچه ها رو جمع کردن
دید دوتا کم ان
صدا زد ام کلثوم جان بیا بریم پیدا کنیم
رفتن تو گودال نبودن ولی هنو یه عده دنبال غارت بودن
میگشت دختر علی که سراغ این دو سه تا بچه رو بگیره
تا نبینن غارتو
اونقدر گشتن دیدن زیر یه بوته ی خار
همو بغل کردن
تا اومدن بچه ها رو بگیرن
دیدن یه سیاهی داره جلو میاد
بی بی با گریه گفت دیگه نبا بسه
بچه ها خیلی گریه کردن
تعجب کرد دید صدای گریه میاد
تعجب کرد کیه با ما گریه میکنه
دید صدا آشناست
گفت زینب من بابات علی ام
اونم مادرت زهراست
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_یازدهم_سال96
#بمیرم_که_غرق_خونی_داداش
#حاج_محمدرضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بمیرم که غرقِ خونی داداش
دیگه نیست ازت نشونی داداش
پشت و روی تو رو درهم کردن
ح س ی ن داداش
از غم این خنجر ناله میزدمادر
آخ پسرم حسین حسین حسین حسین
فدای تو خواهر غریبم ای بی سر
برادرم حسین حسین حسین حسین
به اباالمظلوم به ابا العطشان
به ابا الغریب غریب غریب غریب غریب
تو نبودی حرمو سوزوندن
چادر رو سرمو سوزوندن
دختری بهم میگفت با گریه
عمه موی سرمو سوزوندن
چشام با گریه سوخت پای رقیه سوخت
بسه چقدر عذاب عذاب عذاب عذاب
داداش ببین ما رو سوزونده دل ها رو
ضجه های رباب رباب رباب رباب
به اباالمظلوم به ابا العریان
به ابا الغریب غریب غریب غریب غریب
تو رو کشتن دیگه جرأت کردن
همه رو زدن جسارت کردن
از حرم هرچی که بودو بردن
همه خیمه ها رو غارت کردن
گوشواره رو بردن گهواره رو بردن
برس به داد ما حسین حسین حسین حسین
خیمه ی نیم سوخته چندتا یتیم سوخته
برس به داد ما حسین حسین حسین حسین
به اباالمظلوم به ابا العریان
به ابا الغریب غریب غریب غریب غریب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_یازدهم_سال96
#حاج_محمدرضا_بذری
#امشب_به_صحرا_بی_کفن
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
جسم عزیز فاطمه اندر بیابان است
شام غریبان است
نم نم بارونه زینب پریشونه
تو خیمه ها آروم نشسته میخونه
وای برادرم کجایی ای سایه ی سرم
هنوز میاد از قتلگاه صدای آه مادرم
وای برادرم پر از نامحرم دورو برم
بگو یکی بیاد کمک نمونده مردی تو حرم
شام غریبان است زینب پریشان است
امشب میان خیمه ها زینب عزادار است
شام غریبان است
امشب رقیه بر سر نعش پدر زار است
شام غریبان است
موهاش پریشونه گوشش پر خونه
تو قتلگاه آروم نشسته میخونه
آه بابای من سرت رو بردن مونده تن
میخوام سرم رو روی سینت بزارم حرفی بزن
آه بابای من این کوفیا خیلی بدن
خیمه هارو آتیش زدن بچه هارو کتک زدن
شام غریبان است زینب پریشان است
امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر
شام غریبان است
خوابیده به غسل و کفن با اکبر و اصغر
شام غریبان است
رباب دلش خونه زارو پریشونه
پشت خیمه آروم لالایی میخونه
وای گل رباب پاشو نخورده شیر نخواب
پاشو واسه شیر دادنت الان یه خورده خوردم آب
وای گل رباب پاشو میکشم عذاب
چشاتو بستی که نبینی دستامو توی طناب
شام غریبان است زینب پریشان است
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_شب_یازدهم_سال96
#حاج_محمدرضا_بذری
#حسین_علیه_السلام
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ذکر لب انبیاء حسین علیه السلام
اعظم ِاسم خدا حسین علیه السلام
فیض دمادم حسین هستی خاتم حسین
کیست مِنَ المُصطَفی حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
بال و پر فاطمه تاج سر فاطمه
کوثر خیرالنساء حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
سید احرار او حیدر کرار او
آینه ی مرتضی حسین علیه السلام
خاتمه ی پنج تن جوهر جان حسن
برادر مجتبا حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
مریض احیا کند مرده مسیحا کند
تربت ارباب ما حسین علیه السلام
زیارت عرش و حق زیارت این دو است
اکبر شیرین لقا حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
کشتی نوح است او امید ما هست او
وَ مَن اتاکُم نَجی حسین علیه السلام
گفت امام رضا گریه فقط در غم
پادشه کربلا حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
صدای زنجیرها ذکر علمگیر ها
چیست به وقت عزا حسین علیه السلام
واعطشا واعطش غصه ی سقا عطش
حرف لب مشک ها حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
شمر به گودال رفت خواهرش از حال رفت
عرش صدا زد صدا حسین علیه سلام
روبروی خواهرش برید از تن سرش
ذبح شده از قفا حسین علیه السلام
فاطمه هذا حسین بی کس و تنها حسین
مُرَمِّل بالدّما حسین علیه السلام
حسین علیه السلام
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شوراول_شب_یازدهم_سال96
#من_اون_چشمی
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
من اون چشمی که تو روضه نمیباره نمیخوامش
زبونی رو که اسمت رو نمیاره نمیخوامش
من اون دستی که واسطه تو نزد سینه نمیخوامش
رفیقی رو که تو روضه نمیشینه نمیخوامش
اشک چشامون سلاح ما شد
این هیات و حسینیه پناه ما شد
با اشک روضه ی تو پاک گناه ما شد
حسین ارباب ارباب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
اگه تنها تو این دنیا خدا رو شکر تو رو دارم
همه دارو ندارم رو به لطف تو بدهکارم
شده اشک چشام جاری شده گریه به تو کارم
میدونم که دوستم داری منم آقا دوستت دارم
از تربت تو شفا میگیرم
میگم حسینو زیر قبه جا میگیرم
از دستای رقیه کربلا میگیرم
حسین ارباب ارباب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
از اون اول با یک ذره ز خاکت واشده کامم
از اون اول شدم نوکر شده عبدالحسین نامم
چی میخوام من از این بهتر منم نوکر تو آقامی
منو تنها نمیزاری قیامت هم تو باهامی
تو سجده میگم الحمدالله
که اسم من شد نوکر اباعبدالله
یه روزی پیرغلام تو میشم ایشالله
حسین ارباب ارباب
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شوردوم_شب_یازدهم_سال96
#به_هوای_تو_اطمینان_دارم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
به هوای تو اطمینان دارم
به وفای تو اطمینان دارم
بیشتر از دعای مادرم آقا
به دعای تو اطمینان دارم
تو دعا کردی حبیب و بریر و
تو به کربلا کشوندی زهیرو
دستای خالیمو کن پر مثل حر
خوبیاتو نمیشه کرد تصور
ای عشقت هدف
ای مظهر شرف
توی خیمتم
دارم علم به کف
خونم کربلا
میخونمه نجف
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
به تو و کرمت ایمان دارم
به پر علمت ایمان دارم
دلمو به ضریحت میبندم
آخه به حرمت ایمان دارم
خیلی دلتنگتم ارباب دلم آب
میخورم غبطه به اصحاب دلم آب
تو جنون دادی به جون و به عابس
عشقو تو زندگی می کنم حس
شور محشری
اشکامو میخری
خوشحالم از این
سالهای نوکری
سامون دلم
سالار و سروری
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
با نگات به خدا آروم میشم
با یه کرببلا آروم میشم
اگه میگیره قلبم میدونم
بگی روضه بیا آروم میشم
دادی روزیمو به دست اباالفضل
در خونشو نبسته اباالفضل
به فدای علی اکبر جوونیم
نفس آقا بده بیشتر بخونیم
شاه عالمین
لبیک یا حسین
داره میزنه
قلبم به شور و شین
ایستادم الان
تو بین الحرمین
(ای شاه کرم
ای سایه ی سرم)
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۰.۱۰.۱۷ ۱۲:۵۹]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورسوم_شب_یازدهم_سال96
#حاج_محمدرضا_بذری
#تو_حالو_هوام_میباره_چشام
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
تو حال و هوام میباره چشام
تو گل میکنی به روی لبام
برای منی برای توام
همه میدونن گدای توام
گدای توام گدای توام
نگاهت رو نگیر نگاه تو دنیامه
نگاه لطف تو دلیل نفسهامه
نگاه به گنبدت بهونه ی چشمامه
به خوبی هات بدی کردم
نمیشه روم که برگردم
حسین جانم
تو تنهائیام صدات میکنم
جونم رو یه روز فدات میکنم
من آلودم تو خیر کثیر
امیری حسین و نعم الامیر
امیری حسین و نعم الامیر
میدونم با گناه دل تو رو لرزوندم
اگرچه با بدی تو رو از خودم روندم
بگیر دست منو حالا که تو راه موندم
درستش کن خراب کردم
روی لطفت حساب کردم
دوای منه زیارت تو
نیاز منه شفاعت تو
برام بنویس شبیه حبیب
بخر منو هم حسین غریب
حسین غریب حسین غریب
یه کاری کن آقا که منم بشم خالص
یه کاری کن منم بشم شبیه عابس
شهیدم کن دیگه به جون گل نرگس
توی گریه دلم واشد
دلم تنگ شهیدا شد
حسین جانم
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 14:4 توسط خادم هیئت یافاطمه الزهرا بابل
|
باسلام،