متن کامل شب نهم و دهم محرم 95 حاج محمدرضا بذری
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_نهم_سال95
#میشود_هر_روز_اشکم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان
اللهم العن الجبت و طاغوت
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ
وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفَ الْمَلاَّئِکةِ
السلام علی المهدی وعلی آبائه
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ
وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً
وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً
وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
می شود هر روز اشكم در عزایت بیشتر
سوختم از روضه ات، از های هایت بیشتر
می روم دنبـالت امّا از حـرم های شما
می رود تـا كربـلایـت، ردِّ پایت بیشتر
(یابن الحسن)
از عبادت هم مهمتر این اطاعت كردن است
می دهم سر را ولی، دل را برایت بیشتر
دستگاهِ لاف بسیار است امّـا مَـرد كـو
غیـرتم من را نگه دارد، به پایـت بیشتر
تا كه می اُفتی به یادِ مشك و دست و علقمه
باز می گیرد دلت، امّا صدایت بیشتر
(یابن الحسن)
تا كه می آید رَجزهای عمویت بر لبم
می شود سهمِ من از، دستِ دعایت بیشتر
تو هم از ایل و تبارت خوش قد و بالاتری
رفته آری بر عمویت، شانه هایت بیشتر
شام هایِ قبل، شاید، حتماً امشب می رسی
می رسد از هر شبی، عِطرِ عبایت بیشتر
(یابن الحسن)
آنكه از جمعِ امامان دو برادر دارد
دلبری از همهیِ ما دو برابر دارد
طرفی اُمِبنين و طرفی فاطمه است
كيست در بينِ عشيره كه دو مادر دارد
لشكری زهره ندارد كه نگاهش بکند
خاصه وقتی که کنارش علی اکبر دارد
چقدر بر رویِ پیشانیِ او می اید
دستمالی که به سر حضرت حیدر دارد
ایستاده به سرِ کعبه بخواند خطبه
تا بدانند که این طایفه منبر دارد
هر امامی که تو را دید دو دستت بوسید
آخه بوسه بر بازویِ تو لذّتِ دیگر دارد
حق بده اینهمه اسفند برایت می سوخت
قد و بالایِ تو در سایه دو دختر دارد
*بریم تو روضه
برادری به زمین بود و بال و پَر میزد
برادری به سرش بود و هِی به سر میزد
برادری به زمین از لبش جگر می ریخت
برادری به سرش داد از جگر میزد
چقدر چین و چروک است رویِ این صورت
کنار هلهله ها دست بر کمر میزد
دو دست در بغل و یادِ مادرش می کرد
دوباره حرف در و چوبِ شعله ور می زد
رشید بودنِ او کار دست زینب داد
گره به معجرِ طفلانِ بی خبر میزد
کشید تیر به زانو و چشمهایش ریخت
سه شعبه زخم خودش را عمیق تر میزد
کمی ز ساقه یِ هر تیر از دو سو پیداست
کسی که بغض علی داشت تا به پَر میزد
برای خاطر هشتاد و چهار خانم بود
اگر حسین نشسته به روی سر میزد
*حسین جان
شب عاشورا مثل فرداشبی نگهبان خیام حسینی ابوالفضله
خدا میدونه تا صدای قدم های عباس میومد
این بچه ها آروم و راحت میخوابیدن
یه وقت دید یه سیاهی جلو میاد دست گذاشت
رو قبضه ی شمشیرش گفت
هر کی هستی خودتو معرفی کن مگه نمیدونی نگهبان خیام امشب ابوالفضله
جلو نیا خونتو میریزم دید صدای گریه میاد داداش من زینبم
اومد جلو خودشو به پای خانم انداخت خواهر
این موقع شب اینجا چکار میکنی گفت عباس اومدم
یه چیز یادآوری کنم بفرما خواهر چی میخوای بگی؟
صدا زد عباس یادته شب 21 ماه رمضان آره خواهریادمه
بابام گفت عباس من نیستم کربلا یادته: آره خواهریادمه
یادته بابام دست منوگذاشت رو دست تو صدا زد
هذا ودیعه علیک یادته؟ آره خواهریادمه گفت یادته
گفت حسین که تنها شد نکنه تنها رهاش کنی یادته؟
آره خواهریادمه چی میخوای بگی خواهر ؟
گفت امروز شنیدم مهمون داشتی از اهل قبیله ی مادرت اومدن
راسته ،چی شده خواهر شنیدم برات امان نامه آوردن
گفتن تو برادرات در امانی عباس چه میخوای بکنی؟
تا این جمله رو شنید دیدن رفت پشت خیمه
یل بی مثال میدان شجاعت مثل قاسم زانو
هاشو بغل کرده هی میگفت آبروی منو
بردن خدا نگذره ازشون دوباره دیدن زینب اومد
دست گذاشت روشونه ی عباس پاشو مرد گریه نمیکنه
عباس درسته امون نامه آوردن ولی کسی باور نکرد
یقیین داشتیم تو میمونی عباس ...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_نهم_سال95
#میشود_هر_روز_اشکم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بخش دوم روضه
وقتی ابوالفضل اومد گفت برادر میخوام برم آب بیارم
رفقا عباسی که مشک آب و میگیره به جای شمشیر
یعنی امید داره برگرده عباس با هیچکی وداع نکرد
اما فقط با یه نفر وداع کرد وقتی مشکو به دوش گرفت
بره آب بیاره ابی عبدالله میدونه عباس برنمیگرده
راوی میگه میدیدم حسین گاهی دستشو روشونه ی
عباس میذاره و نگاش میکنه دیدیم عباس که راه افتاد
حسینم چند قدم پشتش راه افتاد داره گریه میکنه
یه وقت اینجا بود دیگه عباس طاقت نیاورد برگشت
یه نگاه کرد به ابی عبدالله آقا چرا اینجوری نگام میکنی
مگه بناست برنگردم؟حسین هیچی نگفت دیدن عباس
و بغل گرفت سر به دوش هم اینقد گریه کردن
مقتل میگه تا مرز بیهوشی گریه کردن عباس دیگه میخواد
بره میدون حسین پیشانی حسین و بوسید
با هزاران امید زد به دل میدون سمت شریعه ی فرات
آب بیاره همه امید داشتن چون میدونن
عباس یه حرفی بزنه نشد نداره سرش بره قولش نمیره
یقین داشتن الان از تشنگی علی اصغرو در میارن
یه آبی به لب هممون میرسه عباس رفت
تو شریعه ی فرات مشکشو پر آب کرد چند نقله
میگن آورد بالا بعضی ها میگن به آب تذکر داد
مگه تو مهریه ی مادر حسین نیستی؟
چرا بچه های حسین باید تشنه باشن؟
بعضی ها میگن آورد بالا تا اسب آب بخوره
ولی امکان نداره آب به لب عباس برسه
و بچه ها تشنه باشن راه افتاد توکل به خدا
خدایا یه کاری کن من این آب و برسونم صدای گریه ی علی اصغر
به خس خس و نفس زدن رسیده بود بچه های حسین تشنن
خدایا کمکم کن راه افتاد چهار هزار تیر انداز
دور عباس و گرفتن تو بگو صد نفر دور یکی بگیرن
به یه هدف تیر بزنن چی میشه اول دست راست عباس
و زدن مشک به دست چپ گرفت دست چپشم زدن
رفقا همه ی امید در وجود ابوالفضل بود یه جا ناامید شد
دید تیراندازا که دارن تیر میزنن سمت عباس آقا حواسش
به مشک بود خم شد مراقب باشه یعنی مراقب مشک باشه
اما تعداد زیاده مگه میشه یه تیر خود به مشک دیگه
امید عباس ناامید شد من تا اینجا بگم همه مقدمه بود
بیراهه نگفتم اصل روضه ی من همینه دستا رفت
مشک پاره شد تیر به چشم خورد
اونقدر به بدن تیر خورد یه جمله مقتل داره
ایستاد عباس دیگه نمیخواست برگرده
دیدن دورو برشو نگاه میکرد با چشماش میگفت
دیگه بیاین کارو تموم کنین
من دیگه اینجوری برنمیگردم مشک و زدید
دیگه رفتنم فایده نداره یه وقت دیدن
یکی پا به رکاب عباس گذاشت اومد بالا
چشم تو چشم عباس گذاشت صدا زد
عباس که میگن تویی؟
از صبح تا الان همه رو معطل کردی
گفت یه وقتی اومدی که من دیگه دست ندارم
گفت تو که نداری من که دارم
چنان با عمود آهنی زد به فرق ابوالفضل
اینجا بود آقا با صورت افتاد به زمین تیرها دوباره فرورفت...
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_نهم_سال95
#زدم_سر_بر_صحرا
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
زدم سر بر صحرا میگردم رو خاکا
تنت میشه پیدا ای به قربونت
چشام تو چشماته علم تو دستاته
هنوزم همراته ای به قربونت
ای به قربونت هنوزم تو یل لشکرمی ای جانم
پناه همه اهل حرمی ای جانم
ای به قربونت تقلا میکنی پاشی زجا ای جانم
چرا بستی چشاتو از حیا ای جانم
علم برپاست هنوز بالاست
پاشو داداش حسین تنهاست
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
سرت رو زانومه تو باشی معلومه
سکینه آرومه ای به قربونت
نخور غصه اصلا تورو خوب میشناسم
داداشم اون با من ای به قربونت
ای به قربونت اگه فکر رباب و اصغری اون با من
نشد مشکو به خیمه ببری اون با من
ای به قربونت اگه دیدی علم خورده زمین اون با من
نخور غصه یل ام البنین اون با من
قدم خم شد چی سهمم شد
تنت داداش چه درهم شد
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
میسوزی تو آفتاب شدی خیلی بی تاب
کنار نهر آب ای به قربونت
اگر لشکر دارن تماشا میکنن
داداش اون بامن ای به قربونت
ای به قربونت نباش دل نگرون دخترم اون با من
تو راضی شد تنت رو ببرم اون با تو
ای به قربونت با اینکه بردنت دردسره اون با من
پاشو که آبروم در خطره اون با تو
فدا چشم پر از اشکت دلم پارست مثل مشکت
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
بخش سوم
#روضه_سبکی
سقای دشت کربلا دلواپسم کردی
یک خیمه گاه چشم انتظارن بر نمیگردی
حالا که آبی نیست پس احساسو برگردون
پاشو علمدارم خودت عباس و برگردون
غصه نخور عیبی نداره میگیم مشک و آب و برده
شاید حرم بارون گرفته شاید علی هم آب خورده
غصه نخور عیبی نداره زده رقیه قید آب و
خودم جوابشونو میدم نخور تو غصه ی ربابو
بدتر از اینکه روضه ی مشک تورو میبینم
دارم جلو چشم همه اسک تورو میبینم
بین تو خیمه نباید فاصله باشه
فرصت نده میدون تو دست حرمله باشه
فهمیدم از چشمای زخمیت که حرمله آزار داره
انگار حالا حالا با تیر سه شعبه اش کار داره
مردونگی کن پاشو میدونم که بی دستی
بی دست هم باشی میگم پشت حسین هستی
*آقا بهش گفت بیا بریم گفت نه گفت
اخه به همه بچه هات قول دادم
بعد جلو این همه لشکر رودوشت بزاری
مردم میخندن من نمیخوام جلو این همه مردم بهت بخندن حسین...
مردونگی کن پاشو اینا خیلی نامردن
دورو بر خیمه دارن از صبح میگردن
هر دائم الخمری که دیدم با گریه گفتم وای عباس
تو بهتر از هرکی میدونی زینب به چادر هست حساس
پاشو نذار هر بی حیایی به اشک ناموسم بخنده
پاشو بذار کسی بیادو دست رقیه رو ببنده
*همچی که اومد بالا سر عباس
رو به دامن بگیره دید عباس داره پاشو جمع میکنه
عباس چرا پاهاتو جمع میکنی گفت آقا
کی دیدی من جلوت پام دراز باشه جلوت دراز بکشم ،
سر عباس و زانو گرفت دید هی عباس
سرشو کج میکنه میاره رو خاک آقا دوباره
سرشو میذاره رو زانو سه بار عباس سرشو
گذاشت رو خاک داداش با من غریبگی
نکن من حسینم راحت باش بزار سرت رو پام باشه
این آخری گفت داداش چطور سرم رو پات باشه
ساعتی بعد تو گودال قتلگاه کسی نیست سرتو رو زانو بگیره حسین...
یه دونه دیگه کار تمام شد بچه های هیئت
از سمت حرم عباس به سمت حسین رفتیم
برای وداع دیدم بچه ها هی بر میگردن
وداع میکنن گفتم بچه ها شما راحت بر میگردین
نگاه میکنین اما خود حسین عقب و نگاه نمیکرد
چرا چون یه عده منتظر بودن حسین بلند شه
بیان بدن و پاره پاره کنن صدای شمشیر میومد
اما دیدن آقا با گوشه ی آستین هی داره اشکاشو پاک میکنه
هشام بن اسبق میگه تو دروازه ی کوفه منتظر
بودم یه وقت دیدم یکی داره میاد به گردن اسبم
یه چیزی بسته اومد جلوتر دیدم سر بریده است
گفتم حرمله این چیه بستی صدازد هشام سر بریدست
گفت میدونم سر کیه ؟گفت سر ابوالفضله
گفت مگه به نیزه نزدین صدا زد
این سر هر جور میزدیم بند نمیشد آخه سر بهم ریخته بود...
حسین....
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#شور_شب_نهم_سال95
#چقد_از_دل_توروصداکردم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
چقد از دل تورو صدا کردم
صورتم رو به کربلا کردم
یه سلام دادم از ته قلبم
خودمو جزو زائرات کردم
یه سلام و یه زیارت
برو ای دل به سلامت
آقام آقام حسین ثارالله
آقام آقام اباعبدالله
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
در خونت کرم یه چیز دیگست
سایتون رو سرم یه چیز دیگست
تو شبای هفته همه میگن
شب جمعه حرم یه چیز دیگست
کم ما و کرم تو
من فدای حرم تو
آقام آقام حسین ثارالله
آقام آقام ابا عبدالله
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
زیر بارون دلم رو دریا کن
لای پرونده ی منو وا کن
منی که بت ندیده دل بستم
تو هم آقا ندیده امضا کن
آقام آقام حسین ثارالله
آقام آقام ابا عبدالله
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_نهم_سال95
#داری_میری_پریشون_ای_علمدارم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
داری میری پریشون ای علمدار
دلم از غصه شد خون ای علمدار
یه بار دیگه به خیمه یه نگاه کن
یه لحظه سر برگردون ای علمدار
تو که مشکو گرفتی از سکینه
یه داغی اومد و چنگ زد به سینه
نگاه میکردمو همش میگفتم
الهی داغتو حسین نبینه
می دونم که خداحافظی کردی
خدا پشت و پناهت که خیلی مردی
کاش مادر توام ام البنین بود
می دید چطور داری دورم میگردی
(ای ای ابوالفضل)4
تا که تو علقمه غبار بلند شد
دم خیمه داد و هوار بلند شد
دویدم و دیدم که رو رکاب اسبش
نامرده نیزه دار بلند شد
عمود نیزه رو روی سرت زد
یکی هم با لگد تو کمرت زد
شنیدم حرمله قبلش کمین کرد
یه تیری زد به مشک نه به جیگرت زد
می بینی روزگار چجوری بد شد
الان حرمله بود خندید و رد شد
یه تیری زد به مشک یه تیر به چشمت
نمی دونم چرا که هر چی زد شد
(وای ای ابوالفضل)4
یه دونه یا علی بگو بلند شو
به کوریه چشم عدو بلند شو
بزار کمک کنم دستی نداری
بگم بزار روی زانوم بلند شو
نبینم پهلوون افتادی از پا
رو خاک ساحله بی رحم دریا
میبینی که شکسته کمر من
دارم میرم به خیمه تک و تنها
حالا میگن حسین یاری نداره
علم افتاد علمداری نداره
حالا که نیست ابوالفضل حمله کردن
به دور خیمه گاه کاری نداره
حسین و قتلگاه کاری نداره
(وای ای ابوالفضل)4
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_اول_شب_نهم_سال95
#ای_ذکر_رایج
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ای ذکر رایج والا مدارج
هرکی مریض داره بگه باب الحوائج
یا باب الحوائج
رو قله ی دل علمت ابوالفضل
منو ببر به حرمت ابوالفضل
کلید حل مشکلات ابوالفضل
همون دو دست قلمت ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)2
ای سفره ی بزم پر برکت و فضل
ای ساقی لب تشنگان جانم ابوالفضل
ای جانم ابوالفضل
صاحب روز تاسوعا ابوالفضل
ذکر لب علم کشا ابوالفضل
آب میاره ساقی برات ابوالفضل
اگه بگی واعطشا ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)
مولانا عباس کارم با عباس
ناله ی اهل حرم جیب الماء عباس
لسکینه یا عباس
میگم عموم پهلوونه ابوالفضل
به خیمه آب می رسونه ابوالفضل
مشک و بگیر و زود بیا ابوالفضل
رباب دیگه نمی تونه ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)2
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_دوم_شب_نهم_سال95
#خدا_چه_توفیقی_بهم_داده
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
خدا چه توفیقی بهم داده
از سرم هم خیلی زیاده
یه هفته قبل اربعین با رفقا میزنیم به جاده
میبینی التماس چشم این بچه ها رو
که اگه پر میکنن آقا بزم عزا رو
خدا رحمت کنه پدر و مادرا رو
منمو یه دل دیونه که از حرمت دوره
اگه منو نبری حرم تا حرم از کرمت دوره
(یا سید الشهدا ای حسین جانم)4
لباس مشکی مو میپوشم
من زندگیمو میفروشم
فقط برام تو مسیری که
چای موکب و بنوشم
چمدونم رو بر میدارم و دیگه میرم
خداحافظ پدر مادر بی تاب و پیرم
الهی دستت بلند شه ضریح و میگیرم
منمو دلمو علم و حرم کربلا میخواد
میدونی چقد دوستت دارم کربلا میخوام
(یا سید الشهدا ای حسین جانم)4
یه نوکر از دهات داره
اهل و عیالشو میاره
گندم و شالی شو فروخته
تا خرجی راهو دراره
یه دله ساده داره که اونم واست آورده
تا یه ذره تربت دوره قبره تو رو خورده
آرزو کرد بگن تو کربلا آخرش مرد
میگه به رفیقاش شب اول قبرم بمونن
روضه خونا همه بیان و براش روضه بخونن
(یا سید الشهدا ای حسین جانم)4
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#شور_اول_شب_نهم_سال95
#یاابوالفضل
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
یا ابوالفضل انا مملوک انت صاحب
یا ابوالفضل تو نبرد همیشه غالب
یا ابوالفضل تویی کابوس عجائب
(یا ابوالفضل)2
یا ابوالفضل مرد جنگ و عشق و عرفان
یا ابوالفضل شیر سرخ عربستان
یا ابوالفضل خیلی میخوامت به قرآن
(یا ابوالفضل)2
نائب امامی همیشه باهامی
تو معرفت زبون زد بین خاص و عامی
نافذه البصیره نافذه الکلامی
بخدا مثل حسین مورد احترامی
(یا ابوالفضل)2
یا ابوالفضل ای طلوع روشنی ها
یا ابوالفضل ای دم سینه زنی ها
یا ابوالفضل ای امید ارمنی ها
(یا ابوالفضل)2
یا ابوالفضل ساقی لب تشنگانی
یا ابوالفضل تک سوار کربلایی
یا ابوالفضل قسم آذری هایی
(یا ابوالفضل)2
علت جنونم ماه آسمونم
تا ابد میمونه اسم تو نوک زبونم
ای طبیب جونم یار مهربونم
من شفا میخوام یه معجزه بده نشونم
(یا ابوالفضل)2
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#شور_دوم_شب_نهم_سال95
#سرتو_اشقیا_میبرن
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
سرتو اشقیا می برن
چقدر بی حیا می برن
بمیرم از قفا میبرن
پیش چشم زهرا می برن
شکسته شد سبوی ارباب
وقتی نشسته روی ارباب
تو پنجه هاشه موی ارباب
خنجره و گلوی ارباب
(دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال)2
(حسین حسین واویلا)2
تیغ و نیزه ها بوش میکردن
با لگد زیر و روش میکردن
حرف می زد ولی نامردا
نیزه توی گلوش می کردن
رفته دیگه توون ارباب
همدم خاک و خونه ارباب
میاد به زیر نعل اسبا
صدای استخوون ارباب
غروب عمر زینب
غروب کربلا بود
جلوی چشای خیسش
سری به نیزه ها بود
دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
دم غروب کربلا سر تو شد به نیزه ها
سری که قاتل ات برید جلو چشم من از قفا
اسبا دویدن اسبا دویدن
کم کم تنت رو تا همه صحرا کشیدن
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
تنگه غروبه تنگه غروبه
یک خواهری بالای تل سینه می کوبه
(نوحو علی المحروم من ماء الفرات)3
حسین...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_پایانی_شب_نهم_سال95
#گیرم_ای_شاه
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن
گیرم ای شاه کسی نیست... خودم نوکر تو
من خودم یک تنه از کرببلا می برمت
چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو
ذره ای فکر کنی پیر شدم، مدیونی
در سرم هست همان شوق علی اکبر تو
*حسین...
به گودال افتاده چه بی حال افتاده
سر عشق زینب به جنجال افتاده
چند نفر به یک نفر لشکریان خیره سر
سعی ام این است ببینم بدنت را، اما
چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهر تو
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_دهم_سال95
#بزار_شب_آخریه
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بزار شب آخریه دورو برت باشم
حق بده که دلواپس انگشترت باشه
خواهر شدم که همدم برادرم باشم
امشب بزار داداش که جای مادرت باشم
امشب دلم آشوبه داداش
می خوام ببینم ماه روتو
امشب بزار هر وقت دلم خواست
بوسه بدم زیر گلوتو
برو ولی به فکر داغ خواهرت باش
به فکر ضجه ها و اشک مادرت هم باش
دیگه سفارشت نمیکنم برادر جان
میری مراقب گلو و حنجرت هم باش
بشکنه اون دست کثیفی
میشکنه بالو پر من رو
الهی که سرت سلامت
بگو ببُرن سر من رو
*شب عاشورا روضه خون نمیخواد
حالا بزار ابی عبدالله یکم روضه بخونه
میدونم این شبا نمیشه باورت خواهر
فدای اون نگاه زار و مضطرت خواهر
فردا روی بلندی میبینی یه نامردی
نشسته رو سینه ی برادرت خواهر
دلتنگ مادر اگه هستی \
فردا تو قتلگاه میبینی
قربون چشمای ترت خواهر بمیرم من
فردا پر ان دورو برت خواهر بمیرم من
کارم به آخر که رسید این بی وفا مردم
میان سراغ معجرت خواهر بمیرم من
چادرای زنای خیمه
به زیر دست و پا میوفته
میشناسم این مردم پست رو
از چشمشون حیا می افته
*بخدا هم از حالتون میترسم هم میگم شب عاشوراست
امشب با شبای دیگه فرق میکنه
روبه روی خیمه استلد به نیزه ی غریبی تکیه داد
صدا زد یا مسل بن عقیل ،یا هانی بن عروه ،
یا حبیب بن مظاهر ... یکی یکی رو صدا زد جواب نیومد
صدا زد چتون شده مگه شما نبودید که مثل پروانه دور
حسین میچرخیدین الان داره حسین صداتون
میزنه چرا جوابشو نمیدین
اگه خوابیدید بلند شین چرا؟
میخوان بعد من خیمه هارو آتیش بزنن
میخوان دست زینبمو ببندن...
اومد با همه خداحافظی کنه اومد تو
خیمه ی امام سجاد به زحمت تکیه داده
صدا زد بابا کجاست برادرم علی اکبر
؟ قُتِل این عمی العباس؟ قُتِل
یه وقت صدا زد عمه شمشیر منو بیار
زیر بغلمو بگیر بلند شم می بینی
حجت خدا یاور نداره بزار منم برم جونشو براش بدم
همه جای روضه عجیبه دل بده
اومد تو خیمه ی زنا با زنا خداحافظی کنه دید
زنا چادر به کمر بستن یه جوری فقط چشما معلومه
یکی شمشیر شکسته دستشه یکی چوب نیزه یکی...
آقا فرمود چتونه؟ آقا صدای استغاثه تون رو شنیدیم
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_دهم_سال95
#بزار_شب_آخریه
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بخش دوم
مگه ما مردیم آقا بزارین ما بریم
همه رو آروم کرد راوی میگه دیدم لبی عبدالله
داره از خیمه میاد بیرون یه دختر بچه ای
پای حسین و بغل گرفته حسین راه میره بچه هم باهاش میاد وای وای
اومد که بره آقا صدا زد یکی اسب منو بیاره
دیدن زینب افسار اسب و گرفته
خواهر تو چرا؟صدا زد دیگه آقا
مردی نمونده یه وقت اومد تا راه بیوفته
با عزت و شکوه انگار نه انگار پسراشو برادراشو ...
کشتن مشتاق به دیدار خداست راه افتاد این کوه با
عظمتیه وقت یه صدا لرزوند حسین و مهلا مهلا یابن الزهرا
داداش خودت داری میری برو ولی بیا یکم زینب
و آروم کن من دارم دق میکنم داداش پیامبر بهتر بود
رفت بابام علی رفت
مادرمون بین در و دیوار رفت حسن ما رو گرفتن
من دلم به تو خوش بود الان تو بری من دلم به کی خوش باشه
یه جور آرومم کن دارم میمیرم اشاره ای
ولایی به قلب زینب کرد راه افتاد به سمت میدان
فرمود به عمر سعد سه تا پیشنهاد دارم
اول بذار ما بریم مدینه گفت امکان نداره
گفت به ما آب برسون گفت اینم امکان نداره گفت
لا اقل تکی تکی بفرست میدان گفت این قبوله
آقا تکی تکی میومدن همه رو به درک واصل کرد
گاهی میومد رو بلندی می گفت
لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
صدای حسین میومد بچه ها آروم میشدند
زینب آروم میشد حسین زندست وای وای وای
یه وقت دیدن صدای حسین نمیاد شب پنجم گفتم
برات یه نقل بود یه نقل دیگه اینه نامرد نیزه
به پهلوی آقا زد آقا افتاد به زمین وای وای
یه سنگی به پیشانی حضرت اصابت کرد
آقا لباس رو بالا زد سفیدی سینه معلوم شد
یکی گفت حرمله بسم الله الان وقتشه
چنان تیرو به قلب حسین زد سر نیزه
از پشت بیرون اومد هر چی آقا از جلو کشید
در نیومد دیدن از جلو ته تیرو شکست
از پشت در آورد دیدن خون داره جاری میشه
حسین بی حال شد همه میترسیدن بیان جلو
هر قبیله ای میخواست گردن قبیله ی
دیگه بندازه دیدن یه نامردی اومد ترسید جلو بره
اول اومد جلو فحش داد آقا بی حال جوابشو نداد دید
حسین جواب نمیده چنان شمشیرو زد به فرق حسین
صدای عمر سعد بلند شد کارو تموم کنین
از اون طرف ذوالجناح برگشت گفتند داداشم
پسر فاطمه کجاست سکینه گفت بابام اب خورد یا
نه پشت ذوالجناح اومدن زینب هی جادر
به پاش گیر میکرد میوفتاد بابا نامردا دور
تا دور گودال بودن زینب باید اینا رو بزنه کنار یالله
او میدویدو من میدویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می نشست و من میشنستم
اون روی سینه من در مقابل
او میکشید و من میکشیدم
او خنجر از کین من من اه باطل
او می برید و من میبریدم
او از حسین سر من از حسین دل...
حسین...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_دهم_سال95
#پناه_من
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
پناه من به کی حرم رو می سپری
یکم بمون آخه نمیشه اینطوری
می بینمت چجوری غصه میخوری
حسین من حسین من حسین من
حسین من یه بار دیگه نگاه به من کن
حسین من پیروهن کهنه تو به تن کن
امانته مادر اینه
حسین من به مادر بگو تو
حسین من بوسه زدم زیر گلتو
وصیت مادر اینه
پناه من حالا اگه میخوای برو
فقط حسین دارم قسم میدم تو رو
دعا بکن نگیرن این یه چادرو
حسین من حسین من حسین من
حسین من داری میری به سمت مقتل
حسین من میخوام ببینم از تل
ولی چقد شلوغه داداش
حسین من موی تو رو گرفته گرفته تو مشت
حسین من چرا سرو می بره از پشت
اینا همش دروغه داداش
پناه من نفس بزن تو قتلگاه
یه کاری کن الان میان تو خیمه گاه
زینب زخم نگاه یک سپاه
حسین من حسین من حسین من
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_دوم_شب_دهم_سال95
#راس_تو_میرود
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
راس تو میرود بالای نیزه ها
من زار میزنم در پای نیزه ها
اه ای ستاره دنباله دار من
زخمی ترین سر نیزه سوار من
پاشو داداش نگاهی کن
که دارن به من غم زده میخندن
دارن پای سر عباس
جلو چشم همه دستمو میبندن
(حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم)
ای بی کفن چه با این پاره تن کنم
با چادرم تو را باید کفن کنم
من میروم ولی جانم کنار توست
تا سال های سال شمع مزار توست
پریشونم همه جونم
به قربونی که تنی که ته گوداله
پر از تیغ و پر از نیزه
پر از زخمه و خاکی و لگد ماله
(حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم)
با گریه آمدم اطراف قتلگاه
گفتی که خواهرم برگرد خیمه گاه
بعد از دقایقی دیدم که پیکرت
درخون فتاده و برنیزه ها سرت
لب تشنه لب دشنه
شنیدم که جوابت رو سنان داده
شنیدم نه خودم دیدم
چقد نیزه به حلقوم تو افتاده
آوای سوز
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
# شور_شب_دهم_سال95
#سالار_زینب
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
دم غروب کربلا سر تو شد به نیزه ها
سری که قاتل ات برید جلو چشم من از قفا
اسبا دویدن اسبا دویدن
کم کم تنت رو تا همه صحرا کشیدن
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_دوم_شب_دهم_سال95
#سرتو_اشقیا_میبرن
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
سرتو اشقیا می برن
چقدر بی حیا می برن
بمیرم از قفا میبرن
پیش چشم زهرا می برن
شکسته شد سبوی ارباب
وقتی نشسته روی ارباب
تو پنجه هاشه موی ارباب
خنجره و گلوی ارباب
(دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال)2
(حسین حسین واویلا)2
تیغ و نیزه ها بوش میکردن
با لگد زیر و روش میکردن
حرف می زد ولی نامردا
نیزه توی گلوش می کردن
رفته دیگه توون ارباب
همدم خاک و خونه ارباب
میاد به زیر نعل اسبا
صدای استخوون ارباب
غروب عمر زینب
غروب کربلا بود
جلوی چشای خیسش
سری به نیزه ها بود
دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
دم غروب کربلا سر تو شد به نیزه ها
سری که قاتل ات برید جلو چشم من از قفا
اسبا دویدن اسبا دویدن
کم کم تنت رو تا همه صحرا کشیدن
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
تنگه غروبه تنگه غروبه
یک خواهری بالای تل سینه می کوبه
(نوحو علی المحروم من ماء الفرات)3
حسین...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_دهم_سال95
#شب_آخر_رسید
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
شب اخر رسید ای داد و بیداد
دوباره شر رسید ای داد و بیداد
شبی که مادرم حرفش رو میزد
گمونم سر رسید ای داد و بیداد
دیگه فردا تو خیمه غم می افته
قمر با مشک و با پرچم می افته
تموم محرمامونو میگیرن
به ما چشم نامحرم می افته
عالی اصغر مارو میگیرن
علی اکبر مارو میگیرن
ستون خیمه ها وقتی می افته
که از خیمه علمدارو میگیرن
وای ای حسین جان
پر از بغضم مثل ابر بهارم
بجز تو سر پناهی که ندارم
اگه آتیش بیوفته توی خیمه
کجای این بیابون یر بزارم
نگو فردا بهار ما خزونه
عقیق تو به دست ساربونه
کتک هاشون نصیب دختراتو
طلای ما به دست کوفیانه
تو میمونی کبوتر میره کوفه
تو میش کشته خواهر میره کوفه
خودم تو راهو معجر میره کوفه
چه بهتر زودتر سر میره کوفه
وای ای حسین جان
کی فکر دخترت باشه برادر
کی فکر حنجرت باشه برادر
میخوان سر به تنت اصلا نباشه
حواست به سرت باشه برادر
برادر زیر نعل ها کشته میشه
تنش به خاک و خون آغشته میشه
چهل تا نعل و ده تا اسب تازه
حسین رشته رشته رشته میشه
علی رو کوفیا بیچاره کردن
منو تو کربلا آواره کردن
بمیرم من برات گرگای کوفه
تنت رو پاره پاره پاره کردن
وای ای برادر
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_اول_شب_دهم_سال95
#تا_نغمه_ی_حسین
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید
دادی زدیم و فضل خدایش به ما رسید
مارا نوشته اند شکار کمند یار
شکرخدا که زلف رهایش به ما رسید
کعبه نبرد و قسمت ما کربلا نمود
سنگش به دیگران و طلایش به ما رسید
حتی برات مشهد ما دست کربلاست
سهمیه ی امام رضایش به ما رسید
دستور داده است به ما: فَابْکِ لِلْحُسَیْن
سلطانِ “طوس” توصیه هایش به ما رسید
گرچه گرسنه کشته شد و تشنه ذبح شد
اما همیشه آب و غذایش به ما رسید
زخم هزار نیزه و خنجر به او رسید
اجر طواف کرب و بلایش به ما رسید
میگفت این قبیله عبا شد نصیب ما
میگفت آن قبیله قبایش به ما رسید
جمسش به خاک ماند و کسی دست هم نزد
تا که پس از سه روز زنان بنی اسد
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_دوم_شب_دهم_سال95
#ذکر_لب_های_من
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ذکر لب های من حرم حرم
دین ودنیای من حرم حرم
کی میشه روزیم تا بیام زیارت آقا
خواب و رویای من حرم حرم
به عشق تو دلبندم همیشه ثروتمندم
که با نگات میخندم تویی شکرقندم
تو شاه و من بندم ذکر رو سربندم
ای دل و دلبندم
تو سرو سرورو و سوری
تو سودی تو شوری تو نوری
چه کنم با غم دوری
( نوکرم شاه پناهم بده
به حرم به حرم منو راهی بده)2
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورسوم_شب_دهم_سال95
#گریه_میکنم_بیصدا
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
گریه میکنم بی صدا سینه میزنم با نوا
با همه وجودم میگم الهی فدات شم آقا
کی هوای منو جز تو داشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
مهرتو خدا به دل گذاشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
آقام آقام آقام حسین
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
دلم و دادم دست تو تا که بشه پا بست تو
اسم تورو مینوشم و دوباره میشم مست تو
بین منو تو یه حسی هست
مگه میشه به تو دل نبست
عشق تو آقا یه چیز دیگست
مگه میشه به تو دل نبست
کی هوای منو جز تو داشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
مهرتو خدا به دل گذاشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
آقام آقام آقام حسین
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
منو یه دل آرزو میگیرم از اشکم وضو
الهی که بازم باشم با ضریح تو روبرو
مادرت اگه که کنه دعا
مگه میشه نری کربلا
وقتی داری یه امام رضا
مگه میشه نری کربلا
کی هوای منو جز تو داشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
مهرتو خدا به دل گذاشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
آقام آقام آقام حسین
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_چهارم_شب_دهم_سال95
#لیلای_منی
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
لیلای منی مجنون توام
هر شب تو حرم مهمون توام
من باتو باشم آروم میگیرم
آرامشمو مدیون توام
سینه نزنم دیونه میشم
چون کارم اینه گریون توام
لحظات خوبمو تو هیئتاتم
مادرت به روضه ها میارتم
میدونه که عاشق زیارتم
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)2
تو روضه ی تو پر پر میزنم
با سینه زنی من در میزنم
اسم یا حسین مستم میکنه
با اسم حسین ساغر میزنم
چون عشق تو رو ریخته به دلم
بوسه به پای مادر میزنم
اسم تو دلیل استجابته
همه زندگیم به زیر قبته
آرزوی نوکرت شهادته
بیچارمو ببین آوارمو
دوری گره میزنه کارمو
خیلی آقا تورو دوست دارمو
واسه حرم خمارمو
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)2
آقا واسه من شیرینه غمت
زندم میکنه عطر حرمت
چشمای منو وا کن دوباره
به باب الحسین باز از کرمت
کاش میشد آقا میگفتی به من
هر جوری باشی من میخرمت
آقا رقص پرچمت رو دوست دارم
تو مسیحی و دمت رو دوست دارم
شبای محرمت رو دوست دارم
دیونتم گدای خونتم هرشب دم در میخونتم
تو شمعی و مثل پرونتم
من عاشقم دیونتم
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_پنجم_وششم_شب_دهم_سال95
#دم_هیٔتم
#گریه_میکنم_مث
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
دم هیئتم توی نوبتم
خدا میدونه خیلی بی طاقتم
رفیقم داره میره کربلا
یه سلامی بده به نیابتم
ولی غصه نیست آقا راحتم
آخه هرجا باشم زیر سایتم
با همین دل بی قرامم
شب جمعه ها غرق زیارتم
آقام ای حسین آقام ای حسین
آقام ای آقام ای آقام ای حسین
جون مادرت منو از درت
نرونی آخه میمیره نوکرت
شنیدم چقد شب آخرت
برا ما دعا کردی با آخرت
با دعای تو تو وخواهرت
شدم عبد در علی اصغرت
آقام ای حسین آقام ای حسین
آقام ای آقام ای آقام ای حسین
گریه میکنم آخ مثل بچگی هام
یه شب دیگه هم بشه روضه بیام
تویی شب روشن توی چشام
منم و دل تیره و روی سیاه
(به نخ کرمت دلمو پینه بزن
یه سری به دیوونه ی دیرینه بزن
یادته پدرم دست منو می گرفت
میگه پسرم اینجوری به سینه بزن)
حسین وا وا حسین وا وا
نگاها به کتیبه ی مکتبته
خبرایی تو روضه ی هر شبته
دلی که شده سفره نشینه حرم
روزی بگیر خیمه ی زینبته
خیمه ی خواهرت خونه ی امیدمه
منو بده نشون بگو که مریدمه
وقتی میخوره آب میگه بیچاره رباب
به یاد عطش و گلوی بریدمه
به نخ کرمت دلمو پینه بزن
یه سری به دیوونه ی دیرینه بزن
یادته پدرم دست منو می گرفت
میگفت پسرم اینجوری به سینه بزن
حسین ...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_ی_پایانی_شب_دهم_سال95
#روضه_پایانی
#قصه_ی_ما_به_سر_رسید
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
قصه ی ما به سر رسید
از کربلا خبر رسید
قصه ی ما به سر رسید
مادر خون جگر رسید
قصه ی ما به سر رسید
آخه شکسته بال و پر رسید
قصه ی ما به سر رسید
از کربلا خبر رسید
قصه ی ما به سر رسید
حسین....
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_نهم_سال95
#میشود_هر_روز_اشکم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان
اللهم العن الجبت و طاغوت
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ
وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفَ الْمَلاَّئِکةِ
السلام علی المهدی وعلی آبائه
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ
وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً
وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً
وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً، بِرَحْمَتِکَ یااَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
می شود هر روز اشكم در عزایت بیشتر
سوختم از روضه ات، از های هایت بیشتر
می روم دنبـالت امّا از حـرم های شما
می رود تـا كربـلایـت، ردِّ پایت بیشتر
(یابن الحسن)
از عبادت هم مهمتر این اطاعت كردن است
می دهم سر را ولی، دل را برایت بیشتر
دستگاهِ لاف بسیار است امّـا مَـرد كـو
غیـرتم من را نگه دارد، به پایـت بیشتر
تا كه می اُفتی به یادِ مشك و دست و علقمه
باز می گیرد دلت، امّا صدایت بیشتر
(یابن الحسن)
تا كه می آید رَجزهای عمویت بر لبم
می شود سهمِ من از، دستِ دعایت بیشتر
تو هم از ایل و تبارت خوش قد و بالاتری
رفته آری بر عمویت، شانه هایت بیشتر
شام هایِ قبل، شاید، حتماً امشب می رسی
می رسد از هر شبی، عِطرِ عبایت بیشتر
(یابن الحسن)
آنكه از جمعِ امامان دو برادر دارد
دلبری از همهیِ ما دو برابر دارد
طرفی اُمِبنين و طرفی فاطمه است
كيست در بينِ عشيره كه دو مادر دارد
لشكری زهره ندارد كه نگاهش بکند
خاصه وقتی که کنارش علی اکبر دارد
چقدر بر رویِ پیشانیِ او می اید
دستمالی که به سر حضرت حیدر دارد
ایستاده به سرِ کعبه بخواند خطبه
تا بدانند که این طایفه منبر دارد
هر امامی که تو را دید دو دستت بوسید
آخه بوسه بر بازویِ تو لذّتِ دیگر دارد
حق بده اینهمه اسفند برایت می سوخت
قد و بالایِ تو در سایه دو دختر دارد
*بریم تو روضه
برادری به زمین بود و بال و پَر میزد
برادری به سرش بود و هِی به سر میزد
برادری به زمین از لبش جگر می ریخت
برادری به سرش داد از جگر میزد
چقدر چین و چروک است رویِ این صورت
کنار هلهله ها دست بر کمر میزد
دو دست در بغل و یادِ مادرش می کرد
دوباره حرف در و چوبِ شعله ور می زد
رشید بودنِ او کار دست زینب داد
گره به معجرِ طفلانِ بی خبر میزد
کشید تیر به زانو و چشمهایش ریخت
سه شعبه زخم خودش را عمیق تر میزد
کمی ز ساقه یِ هر تیر از دو سو پیداست
کسی که بغض علی داشت تا به پَر میزد
برای خاطر هشتاد و چهار خانم بود
اگر حسین نشسته به روی سر میزد
*حسین جان
شب عاشورا مثل فرداشبی نگهبان خیام حسینی ابوالفضله
خدا میدونه تا صدای قدم های عباس میومد
این بچه ها آروم و راحت میخوابیدن
یه وقت دید یه سیاهی جلو میاد دست گذاشت
رو قبضه ی شمشیرش گفت
هر کی هستی خودتو معرفی کن مگه نمیدونی نگهبان خیام امشب ابوالفضله
جلو نیا خونتو میریزم دید صدای گریه میاد داداش من زینبم
اومد جلو خودشو به پای خانم انداخت خواهر
این موقع شب اینجا چکار میکنی گفت عباس اومدم
یه چیز یادآوری کنم بفرما خواهر چی میخوای بگی؟
صدا زد عباس یادته شب 21 ماه رمضان آره خواهریادمه
بابام گفت عباس من نیستم کربلا یادته: آره خواهریادمه
یادته بابام دست منوگذاشت رو دست تو صدا زد
هذا ودیعه علیک یادته؟ آره خواهریادمه گفت یادته
گفت حسین که تنها شد نکنه تنها رهاش کنی یادته؟
آره خواهریادمه چی میخوای بگی خواهر ؟
گفت امروز شنیدم مهمون داشتی از اهل قبیله ی مادرت اومدن
راسته ،چی شده خواهر شنیدم برات امان نامه آوردن
گفتن تو برادرات در امانی عباس چه میخوای بکنی؟
تا این جمله رو شنید دیدن رفت پشت خیمه
یل بی مثال میدان شجاعت مثل قاسم زانو
هاشو بغل کرده هی میگفت آبروی منو
بردن خدا نگذره ازشون دوباره دیدن زینب اومد
دست گذاشت روشونه ی عباس پاشو مرد گریه نمیکنه
عباس درسته امون نامه آوردن ولی کسی باور نکرد
یقیین داشتیم تو میمونی عباس ...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_نهم_سال95
#میشود_هر_روز_اشکم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بخش دوم روضه
وقتی ابوالفضل اومد گفت برادر میخوام برم آب بیارم
رفقا عباسی که مشک آب و میگیره به جای شمشیر
یعنی امید داره برگرده عباس با هیچکی وداع نکرد
اما فقط با یه نفر وداع کرد وقتی مشکو به دوش گرفت
بره آب بیاره ابی عبدالله میدونه عباس برنمیگرده
راوی میگه میدیدم حسین گاهی دستشو روشونه ی
عباس میذاره و نگاش میکنه دیدیم عباس که راه افتاد
حسینم چند قدم پشتش راه افتاد داره گریه میکنه
یه وقت اینجا بود دیگه عباس طاقت نیاورد برگشت
یه نگاه کرد به ابی عبدالله آقا چرا اینجوری نگام میکنی
مگه بناست برنگردم؟حسین هیچی نگفت دیدن عباس
و بغل گرفت سر به دوش هم اینقد گریه کردن
مقتل میگه تا مرز بیهوشی گریه کردن عباس دیگه میخواد
بره میدون حسین پیشانی حسین و بوسید
با هزاران امید زد به دل میدون سمت شریعه ی فرات
آب بیاره همه امید داشتن چون میدونن
عباس یه حرفی بزنه نشد نداره سرش بره قولش نمیره
یقین داشتن الان از تشنگی علی اصغرو در میارن
یه آبی به لب هممون میرسه عباس رفت
تو شریعه ی فرات مشکشو پر آب کرد چند نقله
میگن آورد بالا بعضی ها میگن به آب تذکر داد
مگه تو مهریه ی مادر حسین نیستی؟
چرا بچه های حسین باید تشنه باشن؟
بعضی ها میگن آورد بالا تا اسب آب بخوره
ولی امکان نداره آب به لب عباس برسه
و بچه ها تشنه باشن راه افتاد توکل به خدا
خدایا یه کاری کن من این آب و برسونم صدای گریه ی علی اصغر
به خس خس و نفس زدن رسیده بود بچه های حسین تشنن
خدایا کمکم کن راه افتاد چهار هزار تیر انداز
دور عباس و گرفتن تو بگو صد نفر دور یکی بگیرن
به یه هدف تیر بزنن چی میشه اول دست راست عباس
و زدن مشک به دست چپ گرفت دست چپشم زدن
رفقا همه ی امید در وجود ابوالفضل بود یه جا ناامید شد
دید تیراندازا که دارن تیر میزنن سمت عباس آقا حواسش
به مشک بود خم شد مراقب باشه یعنی مراقب مشک باشه
اما تعداد زیاده مگه میشه یه تیر خود به مشک دیگه
امید عباس ناامید شد من تا اینجا بگم همه مقدمه بود
بیراهه نگفتم اصل روضه ی من همینه دستا رفت
مشک پاره شد تیر به چشم خورد
اونقدر به بدن تیر خورد یه جمله مقتل داره
ایستاد عباس دیگه نمیخواست برگرده
دیدن دورو برشو نگاه میکرد با چشماش میگفت
دیگه بیاین کارو تموم کنین
من دیگه اینجوری برنمیگردم مشک و زدید
دیگه رفتنم فایده نداره یه وقت دیدن
یکی پا به رکاب عباس گذاشت اومد بالا
چشم تو چشم عباس گذاشت صدا زد
عباس که میگن تویی؟
از صبح تا الان همه رو معطل کردی
گفت یه وقتی اومدی که من دیگه دست ندارم
گفت تو که نداری من که دارم
چنان با عمود آهنی زد به فرق ابوالفضل
اینجا بود آقا با صورت افتاد به زمین تیرها دوباره فرورفت...
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_نهم_سال95
#زدم_سر_بر_صحرا
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
زدم سر بر صحرا میگردم رو خاکا
تنت میشه پیدا ای به قربونت
چشام تو چشماته علم تو دستاته
هنوزم همراته ای به قربونت
ای به قربونت هنوزم تو یل لشکرمی ای جانم
پناه همه اهل حرمی ای جانم
ای به قربونت تقلا میکنی پاشی زجا ای جانم
چرا بستی چشاتو از حیا ای جانم
علم برپاست هنوز بالاست
پاشو داداش حسین تنهاست
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
سرت رو زانومه تو باشی معلومه
سکینه آرومه ای به قربونت
نخور غصه اصلا تورو خوب میشناسم
داداشم اون با من ای به قربونت
ای به قربونت اگه فکر رباب و اصغری اون با من
نشد مشکو به خیمه ببری اون با من
ای به قربونت اگه دیدی علم خورده زمین اون با من
نخور غصه یل ام البنین اون با من
قدم خم شد چی سهمم شد
تنت داداش چه درهم شد
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
میسوزی تو آفتاب شدی خیلی بی تاب
کنار نهر آب ای به قربونت
اگر لشکر دارن تماشا میکنن
داداش اون بامن ای به قربونت
ای به قربونت نباش دل نگرون دخترم اون با من
تو راضی شد تنت رو ببرم اون با تو
ای به قربونت با اینکه بردنت دردسره اون با من
پاشو که آبروم در خطره اون با تو
فدا چشم پر از اشکت دلم پارست مثل مشکت
(گره خورده به کارم علمدار ندارم)2
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
بخش سوم
#روضه_سبکی
سقای دشت کربلا دلواپسم کردی
یک خیمه گاه چشم انتظارن بر نمیگردی
حالا که آبی نیست پس احساسو برگردون
پاشو علمدارم خودت عباس و برگردون
غصه نخور عیبی نداره میگیم مشک و آب و برده
شاید حرم بارون گرفته شاید علی هم آب خورده
غصه نخور عیبی نداره زده رقیه قید آب و
خودم جوابشونو میدم نخور تو غصه ی ربابو
بدتر از اینکه روضه ی مشک تورو میبینم
دارم جلو چشم همه اسک تورو میبینم
بین تو خیمه نباید فاصله باشه
فرصت نده میدون تو دست حرمله باشه
فهمیدم از چشمای زخمیت که حرمله آزار داره
انگار حالا حالا با تیر سه شعبه اش کار داره
مردونگی کن پاشو میدونم که بی دستی
بی دست هم باشی میگم پشت حسین هستی
*آقا بهش گفت بیا بریم گفت نه گفت
اخه به همه بچه هات قول دادم
بعد جلو این همه لشکر رودوشت بزاری
مردم میخندن من نمیخوام جلو این همه مردم بهت بخندن حسین...
مردونگی کن پاشو اینا خیلی نامردن
دورو بر خیمه دارن از صبح میگردن
هر دائم الخمری که دیدم با گریه گفتم وای عباس
تو بهتر از هرکی میدونی زینب به چادر هست حساس
پاشو نذار هر بی حیایی به اشک ناموسم بخنده
پاشو بذار کسی بیادو دست رقیه رو ببنده
*همچی که اومد بالا سر عباس
رو به دامن بگیره دید عباس داره پاشو جمع میکنه
عباس چرا پاهاتو جمع میکنی گفت آقا
کی دیدی من جلوت پام دراز باشه جلوت دراز بکشم ،
سر عباس و زانو گرفت دید هی عباس
سرشو کج میکنه میاره رو خاک آقا دوباره
سرشو میذاره رو زانو سه بار عباس سرشو
گذاشت رو خاک داداش با من غریبگی
نکن من حسینم راحت باش بزار سرت رو پام باشه
این آخری گفت داداش چطور سرم رو پات باشه
ساعتی بعد تو گودال قتلگاه کسی نیست سرتو رو زانو بگیره حسین...
یه دونه دیگه کار تمام شد بچه های هیئت
از سمت حرم عباس به سمت حسین رفتیم
برای وداع دیدم بچه ها هی بر میگردن
وداع میکنن گفتم بچه ها شما راحت بر میگردین
نگاه میکنین اما خود حسین عقب و نگاه نمیکرد
چرا چون یه عده منتظر بودن حسین بلند شه
بیان بدن و پاره پاره کنن صدای شمشیر میومد
اما دیدن آقا با گوشه ی آستین هی داره اشکاشو پاک میکنه
هشام بن اسبق میگه تو دروازه ی کوفه منتظر
بودم یه وقت دیدم یکی داره میاد به گردن اسبم
یه چیزی بسته اومد جلوتر دیدم سر بریده است
گفتم حرمله این چیه بستی صدازد هشام سر بریدست
گفت میدونم سر کیه ؟گفت سر ابوالفضله
گفت مگه به نیزه نزدین صدا زد
این سر هر جور میزدیم بند نمیشد آخه سر بهم ریخته بود...
حسین....
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#شور_شب_نهم_سال95
#چقد_از_دل_توروصداکردم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
چقد از دل تورو صدا کردم
صورتم رو به کربلا کردم
یه سلام دادم از ته قلبم
خودمو جزو زائرات کردم
یه سلام و یه زیارت
برو ای دل به سلامت
آقام آقام حسین ثارالله
آقام آقام اباعبدالله
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
در خونت کرم یه چیز دیگست
سایتون رو سرم یه چیز دیگست
تو شبای هفته همه میگن
شب جمعه حرم یه چیز دیگست
کم ما و کرم تو
من فدای حرم تو
آقام آقام حسین ثارالله
آقام آقام ابا عبدالله
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
زیر بارون دلم رو دریا کن
لای پرونده ی منو وا کن
منی که بت ندیده دل بستم
تو هم آقا ندیده امضا کن
آقام آقام حسین ثارالله
آقام آقام ابا عبدالله
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_نهم_سال95
#داری_میری_پریشون_ای_علمدارم
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
داری میری پریشون ای علمدار
دلم از غصه شد خون ای علمدار
یه بار دیگه به خیمه یه نگاه کن
یه لحظه سر برگردون ای علمدار
تو که مشکو گرفتی از سکینه
یه داغی اومد و چنگ زد به سینه
نگاه میکردمو همش میگفتم
الهی داغتو حسین نبینه
می دونم که خداحافظی کردی
خدا پشت و پناهت که خیلی مردی
کاش مادر توام ام البنین بود
می دید چطور داری دورم میگردی
(ای ای ابوالفضل)4
تا که تو علقمه غبار بلند شد
دم خیمه داد و هوار بلند شد
دویدم و دیدم که رو رکاب اسبش
نامرده نیزه دار بلند شد
عمود نیزه رو روی سرت زد
یکی هم با لگد تو کمرت زد
شنیدم حرمله قبلش کمین کرد
یه تیری زد به مشک نه به جیگرت زد
می بینی روزگار چجوری بد شد
الان حرمله بود خندید و رد شد
یه تیری زد به مشک یه تیر به چشمت
نمی دونم چرا که هر چی زد شد
(وای ای ابوالفضل)4
یه دونه یا علی بگو بلند شو
به کوریه چشم عدو بلند شو
بزار کمک کنم دستی نداری
بگم بزار روی زانوم بلند شو
نبینم پهلوون افتادی از پا
رو خاک ساحله بی رحم دریا
میبینی که شکسته کمر من
دارم میرم به خیمه تک و تنها
حالا میگن حسین یاری نداره
علم افتاد علمداری نداره
حالا که نیست ابوالفضل حمله کردن
به دور خیمه گاه کاری نداره
حسین و قتلگاه کاری نداره
(وای ای ابوالفضل)4
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_اول_شب_نهم_سال95
#ای_ذکر_رایج
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ای ذکر رایج والا مدارج
هرکی مریض داره بگه باب الحوائج
یا باب الحوائج
رو قله ی دل علمت ابوالفضل
منو ببر به حرمت ابوالفضل
کلید حل مشکلات ابوالفضل
همون دو دست قلمت ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)2
ای سفره ی بزم پر برکت و فضل
ای ساقی لب تشنگان جانم ابوالفضل
ای جانم ابوالفضل
صاحب روز تاسوعا ابوالفضل
ذکر لب علم کشا ابوالفضل
آب میاره ساقی برات ابوالفضل
اگه بگی واعطشا ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)
مولانا عباس کارم با عباس
ناله ی اهل حرم جیب الماء عباس
لسکینه یا عباس
میگم عموم پهلوونه ابوالفضل
به خیمه آب می رسونه ابوالفضل
مشک و بگیر و زود بیا ابوالفضل
رباب دیگه نمی تونه ابوالفضل
(ای شه مشکل گشا یا ابوالفضل
بی دست کربلا یا ابوالفضل)2
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_دوم_شب_نهم_سال95
#خدا_چه_توفیقی_بهم_داده
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
خدا چه توفیقی بهم داده
از سرم هم خیلی زیاده
یه هفته قبل اربعین با رفقا میزنیم به جاده
میبینی التماس چشم این بچه ها رو
که اگه پر میکنن آقا بزم عزا رو
خدا رحمت کنه پدر و مادرا رو
منمو یه دل دیونه که از حرمت دوره
اگه منو نبری حرم تا حرم از کرمت دوره
(یا سید الشهدا ای حسین جانم)4
لباس مشکی مو میپوشم
من زندگیمو میفروشم
فقط برام تو مسیری که
چای موکب و بنوشم
چمدونم رو بر میدارم و دیگه میرم
خداحافظ پدر مادر بی تاب و پیرم
الهی دستت بلند شه ضریح و میگیرم
منمو دلمو علم و حرم کربلا میخواد
میدونی چقد دوستت دارم کربلا میخوام
(یا سید الشهدا ای حسین جانم)4
یه نوکر از دهات داره
اهل و عیالشو میاره
گندم و شالی شو فروخته
تا خرجی راهو دراره
یه دله ساده داره که اونم واست آورده
تا یه ذره تربت دوره قبره تو رو خورده
آرزو کرد بگن تو کربلا آخرش مرد
میگه به رفیقاش شب اول قبرم بمونن
روضه خونا همه بیان و براش روضه بخونن
(یا سید الشهدا ای حسین جانم)4
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#شور_اول_شب_نهم_سال95
#یاابوالفضل
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
یا ابوالفضل انا مملوک انت صاحب
یا ابوالفضل تو نبرد همیشه غالب
یا ابوالفضل تویی کابوس عجائب
(یا ابوالفضل)2
یا ابوالفضل مرد جنگ و عشق و عرفان
یا ابوالفضل شیر سرخ عربستان
یا ابوالفضل خیلی میخوامت به قرآن
(یا ابوالفضل)2
نائب امامی همیشه باهامی
تو معرفت زبون زد بین خاص و عامی
نافذه البصیره نافذه الکلامی
بخدا مثل حسین مورد احترامی
(یا ابوالفضل)2
یا ابوالفضل ای طلوع روشنی ها
یا ابوالفضل ای دم سینه زنی ها
یا ابوالفضل ای امید ارمنی ها
(یا ابوالفضل)2
یا ابوالفضل ساقی لب تشنگانی
یا ابوالفضل تک سوار کربلایی
یا ابوالفضل قسم آذری هایی
(یا ابوالفضل)2
علت جنونم ماه آسمونم
تا ابد میمونه اسم تو نوک زبونم
ای طبیب جونم یار مهربونم
من شفا میخوام یه معجزه بده نشونم
(یا ابوالفضل)2
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#شور_دوم_شب_نهم_سال95
#سرتو_اشقیا_میبرن
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
سرتو اشقیا می برن
چقدر بی حیا می برن
بمیرم از قفا میبرن
پیش چشم زهرا می برن
شکسته شد سبوی ارباب
وقتی نشسته روی ارباب
تو پنجه هاشه موی ارباب
خنجره و گلوی ارباب
(دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال)2
(حسین حسین واویلا)2
تیغ و نیزه ها بوش میکردن
با لگد زیر و روش میکردن
حرف می زد ولی نامردا
نیزه توی گلوش می کردن
رفته دیگه توون ارباب
همدم خاک و خونه ارباب
میاد به زیر نعل اسبا
صدای استخوون ارباب
غروب عمر زینب
غروب کربلا بود
جلوی چشای خیسش
سری به نیزه ها بود
دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
دم غروب کربلا سر تو شد به نیزه ها
سری که قاتل ات برید جلو چشم من از قفا
اسبا دویدن اسبا دویدن
کم کم تنت رو تا همه صحرا کشیدن
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
تنگه غروبه تنگه غروبه
یک خواهری بالای تل سینه می کوبه
(نوحو علی المحروم من ماء الفرات)3
حسین...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۰۹:۱۳]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_پایانی_شب_نهم_سال95
#گیرم_ای_شاه
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن
گیرم ای شاه کسی نیست... خودم نوکر تو
من خودم یک تنه از کرببلا می برمت
چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو
ذره ای فکر کنی پیر شدم، مدیونی
در سرم هست همان شوق علی اکبر تو
*حسین...
به گودال افتاده چه بی حال افتاده
سر عشق زینب به جنجال افتاده
چند نفر به یک نفر لشکریان خیره سر
سعی ام این است ببینم بدنت را، اما
چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهر تو
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_دهم_سال95
#بزار_شب_آخریه
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بزار شب آخریه دورو برت باشم
حق بده که دلواپس انگشترت باشه
خواهر شدم که همدم برادرم باشم
امشب بزار داداش که جای مادرت باشم
امشب دلم آشوبه داداش
می خوام ببینم ماه روتو
امشب بزار هر وقت دلم خواست
بوسه بدم زیر گلوتو
برو ولی به فکر داغ خواهرت باش
به فکر ضجه ها و اشک مادرت هم باش
دیگه سفارشت نمیکنم برادر جان
میری مراقب گلو و حنجرت هم باش
بشکنه اون دست کثیفی
میشکنه بالو پر من رو
الهی که سرت سلامت
بگو ببُرن سر من رو
*شب عاشورا روضه خون نمیخواد
حالا بزار ابی عبدالله یکم روضه بخونه
میدونم این شبا نمیشه باورت خواهر
فدای اون نگاه زار و مضطرت خواهر
فردا روی بلندی میبینی یه نامردی
نشسته رو سینه ی برادرت خواهر
دلتنگ مادر اگه هستی \
فردا تو قتلگاه میبینی
قربون چشمای ترت خواهر بمیرم من
فردا پر ان دورو برت خواهر بمیرم من
کارم به آخر که رسید این بی وفا مردم
میان سراغ معجرت خواهر بمیرم من
چادرای زنای خیمه
به زیر دست و پا میوفته
میشناسم این مردم پست رو
از چشمشون حیا می افته
*بخدا هم از حالتون میترسم هم میگم شب عاشوراست
امشب با شبای دیگه فرق میکنه
روبه روی خیمه استلد به نیزه ی غریبی تکیه داد
صدا زد یا مسل بن عقیل ،یا هانی بن عروه ،
یا حبیب بن مظاهر ... یکی یکی رو صدا زد جواب نیومد
صدا زد چتون شده مگه شما نبودید که مثل پروانه دور
حسین میچرخیدین الان داره حسین صداتون
میزنه چرا جوابشو نمیدین
اگه خوابیدید بلند شین چرا؟
میخوان بعد من خیمه هارو آتیش بزنن
میخوان دست زینبمو ببندن...
اومد با همه خداحافظی کنه اومد تو
خیمه ی امام سجاد به زحمت تکیه داده
صدا زد بابا کجاست برادرم علی اکبر
؟ قُتِل این عمی العباس؟ قُتِل
یه وقت صدا زد عمه شمشیر منو بیار
زیر بغلمو بگیر بلند شم می بینی
حجت خدا یاور نداره بزار منم برم جونشو براش بدم
همه جای روضه عجیبه دل بده
اومد تو خیمه ی زنا با زنا خداحافظی کنه دید
زنا چادر به کمر بستن یه جوری فقط چشما معلومه
یکی شمشیر شکسته دستشه یکی چوب نیزه یکی...
آقا فرمود چتونه؟ آقا صدای استغاثه تون رو شنیدیم
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_شب_دهم_سال95
#بزار_شب_آخریه
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
بخش دوم
مگه ما مردیم آقا بزارین ما بریم
همه رو آروم کرد راوی میگه دیدم لبی عبدالله
داره از خیمه میاد بیرون یه دختر بچه ای
پای حسین و بغل گرفته حسین راه میره بچه هم باهاش میاد وای وای
اومد که بره آقا صدا زد یکی اسب منو بیاره
دیدن زینب افسار اسب و گرفته
خواهر تو چرا؟صدا زد دیگه آقا
مردی نمونده یه وقت اومد تا راه بیوفته
با عزت و شکوه انگار نه انگار پسراشو برادراشو ...
کشتن مشتاق به دیدار خداست راه افتاد این کوه با
عظمتیه وقت یه صدا لرزوند حسین و مهلا مهلا یابن الزهرا
داداش خودت داری میری برو ولی بیا یکم زینب
و آروم کن من دارم دق میکنم داداش پیامبر بهتر بود
رفت بابام علی رفت
مادرمون بین در و دیوار رفت حسن ما رو گرفتن
من دلم به تو خوش بود الان تو بری من دلم به کی خوش باشه
یه جور آرومم کن دارم میمیرم اشاره ای
ولایی به قلب زینب کرد راه افتاد به سمت میدان
فرمود به عمر سعد سه تا پیشنهاد دارم
اول بذار ما بریم مدینه گفت امکان نداره
گفت به ما آب برسون گفت اینم امکان نداره گفت
لا اقل تکی تکی بفرست میدان گفت این قبوله
آقا تکی تکی میومدن همه رو به درک واصل کرد
گاهی میومد رو بلندی می گفت
لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
صدای حسین میومد بچه ها آروم میشدند
زینب آروم میشد حسین زندست وای وای وای
یه وقت دیدن صدای حسین نمیاد شب پنجم گفتم
برات یه نقل بود یه نقل دیگه اینه نامرد نیزه
به پهلوی آقا زد آقا افتاد به زمین وای وای
یه سنگی به پیشانی حضرت اصابت کرد
آقا لباس رو بالا زد سفیدی سینه معلوم شد
یکی گفت حرمله بسم الله الان وقتشه
چنان تیرو به قلب حسین زد سر نیزه
از پشت بیرون اومد هر چی آقا از جلو کشید
در نیومد دیدن از جلو ته تیرو شکست
از پشت در آورد دیدن خون داره جاری میشه
حسین بی حال شد همه میترسیدن بیان جلو
هر قبیله ای میخواست گردن قبیله ی
دیگه بندازه دیدن یه نامردی اومد ترسید جلو بره
اول اومد جلو فحش داد آقا بی حال جوابشو نداد دید
حسین جواب نمیده چنان شمشیرو زد به فرق حسین
صدای عمر سعد بلند شد کارو تموم کنین
از اون طرف ذوالجناح برگشت گفتند داداشم
پسر فاطمه کجاست سکینه گفت بابام اب خورد یا
نه پشت ذوالجناح اومدن زینب هی جادر
به پاش گیر میکرد میوفتاد بابا نامردا دور
تا دور گودال بودن زینب باید اینا رو بزنه کنار یالله
او میدویدو من میدویدم
او سوی مقتل من سوی قاتل
او می نشست و من میشنستم
اون روی سینه من در مقابل
او میکشید و من میکشیدم
او خنجر از کین من من اه باطل
او می برید و من میبریدم
او از حسین سر من از حسین دل...
حسین...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_شب_دهم_سال95
#پناه_من
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
پناه من به کی حرم رو می سپری
یکم بمون آخه نمیشه اینطوری
می بینمت چجوری غصه میخوری
حسین من حسین من حسین من
حسین من یه بار دیگه نگاه به من کن
حسین من پیروهن کهنه تو به تن کن
امانته مادر اینه
حسین من به مادر بگو تو
حسین من بوسه زدم زیر گلتو
وصیت مادر اینه
پناه من حالا اگه میخوای برو
فقط حسین دارم قسم میدم تو رو
دعا بکن نگیرن این یه چادرو
حسین من حسین من حسین من
حسین من داری میری به سمت مقتل
حسین من میخوام ببینم از تل
ولی چقد شلوغه داداش
حسین من موی تو رو گرفته گرفته تو مشت
حسین من چرا سرو می بره از پشت
اینا همش دروغه داداش
پناه من نفس بزن تو قتلگاه
یه کاری کن الان میان تو خیمه گاه
زینب زخم نگاه یک سپاه
حسین من حسین من حسین من
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#زمینه_دوم_شب_دهم_سال95
#راس_تو_میرود
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
راس تو میرود بالای نیزه ها
من زار میزنم در پای نیزه ها
اه ای ستاره دنباله دار من
زخمی ترین سر نیزه سوار من
پاشو داداش نگاهی کن
که دارن به من غم زده میخندن
دارن پای سر عباس
جلو چشم همه دستمو میبندن
(حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم)
ای بی کفن چه با این پاره تن کنم
با چادرم تو را باید کفن کنم
من میروم ولی جانم کنار توست
تا سال های سال شمع مزار توست
پریشونم همه جونم
به قربونی که تنی که ته گوداله
پر از تیغ و پر از نیزه
پر از زخمه و خاکی و لگد ماله
(حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم)
با گریه آمدم اطراف قتلگاه
گفتی که خواهرم برگرد خیمه گاه
بعد از دقایقی دیدم که پیکرت
درخون فتاده و برنیزه ها سرت
لب تشنه لب دشنه
شنیدم که جوابت رو سنان داده
شنیدم نه خودم دیدم
چقد نیزه به حلقوم تو افتاده
آوای سوز
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
# شور_شب_دهم_سال95
#سالار_زینب
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
دم غروب کربلا سر تو شد به نیزه ها
سری که قاتل ات برید جلو چشم من از قفا
اسبا دویدن اسبا دویدن
کم کم تنت رو تا همه صحرا کشیدن
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_دوم_شب_دهم_سال95
#سرتو_اشقیا_میبرن
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
سرتو اشقیا می برن
چقدر بی حیا می برن
بمیرم از قفا میبرن
پیش چشم زهرا می برن
شکسته شد سبوی ارباب
وقتی نشسته روی ارباب
تو پنجه هاشه موی ارباب
خنجره و گلوی ارباب
(دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال)2
(حسین حسین واویلا)2
تیغ و نیزه ها بوش میکردن
با لگد زیر و روش میکردن
حرف می زد ولی نامردا
نیزه توی گلوش می کردن
رفته دیگه توون ارباب
همدم خاک و خونه ارباب
میاد به زیر نعل اسبا
صدای استخوون ارباب
غروب عمر زینب
غروب کربلا بود
جلوی چشای خیسش
سری به نیزه ها بود
دریای خون گودال
حسین کشونه گودال
افتاده روی زانو
مادر میون گودال
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
دم غروب کربلا سر تو شد به نیزه ها
سری که قاتل ات برید جلو چشم من از قفا
اسبا دویدن اسبا دویدن
کم کم تنت رو تا همه صحرا کشیدن
سالار زینب سالازینب
بازم فلک داره سر آزار زینب
تنگه غروبه تنگه غروبه
یک خواهری بالای تل سینه می کوبه
(نوحو علی المحروم من ماء الفرات)3
حسین...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#واحد_شب_دهم_سال95
#شب_آخر_رسید
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
شب اخر رسید ای داد و بیداد
دوباره شر رسید ای داد و بیداد
شبی که مادرم حرفش رو میزد
گمونم سر رسید ای داد و بیداد
دیگه فردا تو خیمه غم می افته
قمر با مشک و با پرچم می افته
تموم محرمامونو میگیرن
به ما چشم نامحرم می افته
عالی اصغر مارو میگیرن
علی اکبر مارو میگیرن
ستون خیمه ها وقتی می افته
که از خیمه علمدارو میگیرن
وای ای حسین جان
پر از بغضم مثل ابر بهارم
بجز تو سر پناهی که ندارم
اگه آتیش بیوفته توی خیمه
کجای این بیابون یر بزارم
نگو فردا بهار ما خزونه
عقیق تو به دست ساربونه
کتک هاشون نصیب دختراتو
طلای ما به دست کوفیانه
تو میمونی کبوتر میره کوفه
تو میش کشته خواهر میره کوفه
خودم تو راهو معجر میره کوفه
چه بهتر زودتر سر میره کوفه
وای ای حسین جان
کی فکر دخترت باشه برادر
کی فکر حنجرت باشه برادر
میخوان سر به تنت اصلا نباشه
حواست به سرت باشه برادر
برادر زیر نعل ها کشته میشه
تنش به خاک و خون آغشته میشه
چهل تا نعل و ده تا اسب تازه
حسین رشته رشته رشته میشه
علی رو کوفیا بیچاره کردن
منو تو کربلا آواره کردن
بمیرم من برات گرگای کوفه
تنت رو پاره پاره پاره کردن
وای ای برادر
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_اول_شب_دهم_سال95
#تا_نغمه_ی_حسین
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
تا نغمه ی حسین نوایش به ما رسید
دادی زدیم و فضل خدایش به ما رسید
مارا نوشته اند شکار کمند یار
شکرخدا که زلف رهایش به ما رسید
کعبه نبرد و قسمت ما کربلا نمود
سنگش به دیگران و طلایش به ما رسید
حتی برات مشهد ما دست کربلاست
سهمیه ی امام رضایش به ما رسید
دستور داده است به ما: فَابْکِ لِلْحُسَیْن
سلطانِ “طوس” توصیه هایش به ما رسید
گرچه گرسنه کشته شد و تشنه ذبح شد
اما همیشه آب و غذایش به ما رسید
زخم هزار نیزه و خنجر به او رسید
اجر طواف کرب و بلایش به ما رسید
میگفت این قبیله عبا شد نصیب ما
میگفت آن قبیله قبایش به ما رسید
جمسش به خاک ماند و کسی دست هم نزد
تا که پس از سه روز زنان بنی اسد
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#سنگین_دوم_شب_دهم_سال95
#ذکر_لب_های_من
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
ذکر لب های من حرم حرم
دین ودنیای من حرم حرم
کی میشه روزیم تا بیام زیارت آقا
خواب و رویای من حرم حرم
به عشق تو دلبندم همیشه ثروتمندم
که با نگات میخندم تویی شکرقندم
تو شاه و من بندم ذکر رو سربندم
ای دل و دلبندم
تو سرو سرورو و سوری
تو سودی تو شوری تو نوری
چه کنم با غم دوری
( نوکرم شاه پناهم بده
به حرم به حرم منو راهی بده)2
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شورسوم_شب_دهم_سال95
#گریه_میکنم_بیصدا
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
گریه میکنم بی صدا سینه میزنم با نوا
با همه وجودم میگم الهی فدات شم آقا
کی هوای منو جز تو داشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
مهرتو خدا به دل گذاشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
آقام آقام آقام حسین
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
دلم و دادم دست تو تا که بشه پا بست تو
اسم تورو مینوشم و دوباره میشم مست تو
بین منو تو یه حسی هست
مگه میشه به تو دل نبست
عشق تو آقا یه چیز دیگست
مگه میشه به تو دل نبست
کی هوای منو جز تو داشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
مهرتو خدا به دل گذاشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
آقام آقام آقام حسین
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
منو یه دل آرزو میگیرم از اشکم وضو
الهی که بازم باشم با ضریح تو روبرو
مادرت اگه که کنه دعا
مگه میشه نری کربلا
وقتی داری یه امام رضا
مگه میشه نری کربلا
کی هوای منو جز تو داشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
مهرتو خدا به دل گذاشت
مگه میشه تورو دوست نداشت
آقام آقام آقام حسین
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_چهارم_شب_دهم_سال95
#لیلای_منی
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
لیلای منی مجنون توام
هر شب تو حرم مهمون توام
من باتو باشم آروم میگیرم
آرامشمو مدیون توام
سینه نزنم دیونه میشم
چون کارم اینه گریون توام
لحظات خوبمو تو هیئتاتم
مادرت به روضه ها میارتم
میدونه که عاشق زیارتم
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)2
تو روضه ی تو پر پر میزنم
با سینه زنی من در میزنم
اسم یا حسین مستم میکنه
با اسم حسین ساغر میزنم
چون عشق تو رو ریخته به دلم
بوسه به پای مادر میزنم
اسم تو دلیل استجابته
همه زندگیم به زیر قبته
آرزوی نوکرت شهادته
بیچارمو ببین آوارمو
دوری گره میزنه کارمو
خیلی آقا تورو دوست دارمو
واسه حرم خمارمو
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)2
آقا واسه من شیرینه غمت
زندم میکنه عطر حرمت
چشمای منو وا کن دوباره
به باب الحسین باز از کرمت
کاش میشد آقا میگفتی به من
هر جوری باشی من میخرمت
آقا رقص پرچمت رو دوست دارم
تو مسیحی و دمت رو دوست دارم
شبای محرمت رو دوست دارم
دیونتم گدای خونتم هرشب دم در میخونتم
تو شمعی و مثل پرونتم
من عاشقم دیونتم
(آرامشم تنها خواهشم
هرجا که تو اونجا باشی خوشم
آخر خودمو برات میکشم
یه کاری کن دیوونه شم)
کانال حاج محمدرضا بذری
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#شور_پنجم_وششم_شب_دهم_سال95
#دم_هیٔتم
#گریه_میکنم_مث
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
دم هیئتم توی نوبتم
خدا میدونه خیلی بی طاقتم
رفیقم داره میره کربلا
یه سلامی بده به نیابتم
ولی غصه نیست آقا راحتم
آخه هرجا باشم زیر سایتم
با همین دل بی قرامم
شب جمعه ها غرق زیارتم
آقام ای حسین آقام ای حسین
آقام ای آقام ای آقام ای حسین
جون مادرت منو از درت
نرونی آخه میمیره نوکرت
شنیدم چقد شب آخرت
برا ما دعا کردی با آخرت
با دعای تو تو وخواهرت
شدم عبد در علی اصغرت
آقام ای حسین آقام ای حسین
آقام ای آقام ای آقام ای حسین
گریه میکنم آخ مثل بچگی هام
یه شب دیگه هم بشه روضه بیام
تویی شب روشن توی چشام
منم و دل تیره و روی سیاه
(به نخ کرمت دلمو پینه بزن
یه سری به دیوونه ی دیرینه بزن
یادته پدرم دست منو می گرفت
میگه پسرم اینجوری به سینه بزن)
حسین وا وا حسین وا وا
نگاها به کتیبه ی مکتبته
خبرایی تو روضه ی هر شبته
دلی که شده سفره نشینه حرم
روزی بگیر خیمه ی زینبته
خیمه ی خواهرت خونه ی امیدمه
منو بده نشون بگو که مریدمه
وقتی میخوره آب میگه بیچاره رباب
به یاد عطش و گلوی بریدمه
به نخ کرمت دلمو پینه بزن
یه سری به دیوونه ی دیرینه بزن
یادته پدرم دست منو می گرفت
میگفت پسرم اینجوری به سینه بزن
حسین ...
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
متن اشعار حاج محمدرضا بذری, [۱۸.۰۹.۱۷ ۱۱:۵۶]
[Forwarded from اشعارپیشنهادی]
📜ویژه #محرم_96
#روضه_ی_پایانی_شب_دهم_سال95
#روضه_پایانی
#قصه_ی_ما_به_سر_رسید
#حاج_محمد_رضا_بذری
—------------------------------
@bazri_matn_sher
—------------------------------
قصه ی ما به سر رسید
از کربلا خبر رسید
قصه ی ما به سر رسید
مادر خون جگر رسید
قصه ی ما به سر رسید
آخه شکسته بال و پر رسید
قصه ی ما به سر رسید
از کربلا خبر رسید
قصه ی ما به سر رسید
حسین....
کانال حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@mohammadrezabazri
کانال متن اشعار حاج محمدرضا بذری :
👇👇
@bazri_matn_sher
وبلاگ متن اشعار
👇👇
http://hajrezabazri.blogfa.com
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ ساعت 13:51 توسط خادم هیئت یافاطمه الزهرا بابل
|
باسلام،